تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٦ - سوره المائدة(٥) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
ايشان و حلف ايشان بر عدم علم و قوله يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ متعلق است به لا يهدى يعنى راه ننمايد خداى فاسقان را در روزى كه جمع كند خداى فرستادهگان را و گويند كه اين بدل اشتمال مفعول اتقوا است يعنى بترسيد از اين روز و يا مفعول اسمعوا است بر حذف مضاف اى و اسمعوا خبر يوم الجمعة و يا منصوبست باضمار اذكر يعنى ياد كن روزى را كه فراهم آرد خداى پيغمبران خود را فَيَقُولُ پس گويد مر ايشان را كه اى فرستاده شدگان ما ذا أُجِبْتُمْ بچه چيز اجابت كردند شديد يعنى وقتى كه شما قوم خود را بتوحيد دعوت كرديد ايشان بچه چيز اجابت كردند و جواب دادند در انوار گفته كه اذا در موضع مصدر است بمعنى اى اجابة اجبتم و يا بحذف جار يعنى باى شيء اجبتم و بر هر تقدير سؤال براى اداى شهادت انبياء است بر قوم و يا براى توبيخ و تخجيل قومست هم چنان كه سؤال موءودة براى توبيخ وائد و لهذا قالُوا گويند پيغمبران كه لا عِلْمَ لَنا هيچ علمى نيست ما را بآنچه تو ندانى يعنى هيچ دانشى نيست ما را بچيزى مگر آنكه علم تو محيط است بآن و آن را ميدانى و به از ما ميدانى إِنَّكَ بدرستى كه تو أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ تويى داننده نهانيها پس مىدانى كه چه اجابت كردند بر زبان و چه ظاهر كردند و چه در دل پنهان داشتند يعنى ما را بباطن احوال ايشان كه ثواب و عقاب بر آن مترتب مىشود علمى نيست و يا مىدانى كه با ما چه چيز را اجابت كردند و چه چيز را انكار كردند در اين تشكى شكايت است از ايشان ورد امر بعلم او بآنچه مكايده كردند و رنج كشيدند از ايشان و گويند معنى آنست كه هيچ علمى نيست ما را در جنب علم تو چه علم ما قياس با علم تو عدم محض است و يا علمى نيست ما را بآنچه احداث كردند بعد از ما و حكم مر خاتمه عمل راست و مىشايد كه از عظم هول آن روز چنين گويند چه بجهت آن هر چه دانند فراموش كنند يا چون اينسخن بشنوند جواب نتوانند گفت و در مجمع آورده كه در تفسير اين پنج قولست يكى آنكه بجهة فرط اهوال آن روز قلوب از مواضع خود زايل شوند و بعد از رجوع قلوب بمواضع خود گواهى دهند براى مصدقان خود بر مكذبان خود پس بجهت هول قيامت افهام از ايشان مسلوب شود و گويند لا علم لنا و اينقول ابن عباس و حسن و مجاهد و سدى و كلبى است و مختار فرا دويم آنكه علم ما مانند علم تو نيست زيرا كه تو باطن ايشان را مىدانى و ما علم بظاهر احوال ايشان داريم و از باطن ايشان كه مدار و مرجع ثواب و عقابست بيخبريم و اين قول حسن است بروايت ديگر و مختار جبائى و قول اول را جبائى انكار كرده است و گفته جايز نيست ذهول انبيا از اهوال قيامت زيرا كه حقتعالى فرموده لا يَحْزُنُهُمُ