تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤ - سوره النساء(٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
است از تعرض سكر در حالت وجوب اداء صلاة اگر گويند بنا بر جواب اول هر گاه سكران مكلف باشد پس چگونه جايز باشد نهى از صلاة در حالت سكر با آنكه عمل اهل اسلام بر خلاف اين است و جواب از اين نيز بر دو وجه است يكى آنكه حكم اين منسوخ است دويم آنكه سكارى مأمور نيستند بترك صلاة لكن مامورند بآن كه نماز را در بيوت خود گذارند و منهىاند از آنكه با پيغمبر (ص) گذارند در جماعت بجهت تعظيم و توقير آن و مراد بقوله الا عابرى سبيل مسافرانند كه ايشان را جايز است اداء نماز بتيمم و اگر چه حكم حدث بآن مرتفع نميشود و اينقول مرويست از امير المؤمنين عليه السّلام و ابن عباس و ابن جبير و مجاهد و يا مراد مواضع صلوتست از مساجد يعنى با جنابت در مساجد اجتياز ميتوان كرد و اينقول جابر و حسن و عطا و زهرى و ابراهيم است و مرويست از ابى جعفر و اين قول اقوى است زيرا كه حقتعالى حكم جنب را در حين عدم و جدان آب در آيه لاحقه بيان فرموده پس اگر عابرى سبيل باين معنى باشد تكرار لازم آيد پس مراد باين آيه حكم جنب است در دخول مساجد و مراد بآيه ثانيه بيان حكم در صلاة انتهى كلام صاحب المجمع و باتفاق اماميه مسجدين از اينحكم مستثنىاند يعنى جنب را در آن اجتياز جايز نيست و از زيد بن حبيب روايتست كه جمعى از انصار درها بمسجد گشوده بودند چون جنب شدندى ايشان را راه ديگر نبود كه از آن بيرون آيند حقتعالى رخصت داد كه از مسجد بگذرند و بيرون روند و اين در بدايت اسلام بود پيش از نزول امر بسد ابواب و چون اين امر نازل شد همه درها را مسدود كردند و راه را از خارج مسجد بگشادند مگر در حجره امير المؤمنين عليه السّلام كه حقتعالى رخصت آن فرمود و از ام سلمه روايتست كه رسول خدا (ص) فرمود
الا مسجدى حرام على كل حايض من النساء او جنب من الرجال الا على محمد و اهل بيته على و فاطمه و الحسن و الحسين
وَ إِنْ كُنْتُمْ و اگر باشيد در وقت جنابت مَرْضى بيماران مراد بيماريست كه در آن خوف استعمال آب باشد چه در اين صورت واجد آب حكم فاقد آن دارد و يا مراد مرضى باشد كه مانع باشد از وصول بآب أَوْ عَلى سَفَرٍ يا باشيد بر جناح سفر يعنى در سفر آب نيابيد أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ يا بيايد يكى از شما را مِنَ الْغائِطِ از حدثى كه بيرون ميآيد از احد سبيلين و اصل غايط زمين مطمئن است و تسميه حدثين باين از قبيل تسميه محلست باسم حال أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ و يا بسوده باشيد زنان را اين كنايه است از جماع كه غيبوبت حشفه است و اينقول از امير المؤمنين عليه السّلام و ابن عباس و مجاهد و قتاده مرويست و مجمع عليه اماميه است و مختار ابو حنيفه و جبائى و نزد شافعى مراد لمس است بيد و غير آن و قول اول حق است چون وطى كنيد با زنان فَلَمْ تَجِدُوا ماءً پس نيابيد آب را يعنى