تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٤ - سوره المائدة(٥) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
بسيارى خبيث چه اعتبار بجودة و ردائة است نه بقلة و كثرة و محمود قليل بهتر از مذموم كثير است خطاب مر هر معتبرى راست و لهذا قال فَاتَّقُوا اللَّهَ پس بترسيد از خداى در تحرى خبيث و اگر چه بسيار باشد و ايثار طيب كنيد و اگر چه اندك باشد يا أُولِي الْأَلْبابِ اى خداوندان عقلهاى صافيه لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ شايد شما رستگار شويد اين در موضع حال است يعنى در حالتى كه اميد داريد به رسيدن فوز و فلاح مرويست كه اين آيه در شان حجاج يمامه آمد كه مسلمانان قصد كردند كه با ايشان مقاتله كنند حقتعالى ايشان را باين آيه از آن نهى كرد و تفصيل اين قصه قبل از اين گذشت و در خبر است كه ابو الهذيل علاف خفيف العارضين بود و ابو بكر باقلانى كثير اللحية باقلانى بر سبيل تعريض گفت وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ ابو الهذيل جواب داد كه لا يستوى الخبيث و الطيب و لو اعجبك كثرة الخبيث زهرى و قتاده از انس روايت كردهاند كه بعضى از حضرت رسالت (ص) سؤالهاى بىموقع ميكردند حضرت بجهت كثرت سؤال لا طايل در غضب شده بر بالاى منبر رفت و خطبه بخواند و فرمود كه
لا تسئلوا عن شيء الا اجبت
سؤال نكنيد مرا از چيزى مگر كه جواب گويم مردى كه مطعون النسب بود بر پاى خواست و گفت يا نبى اللَّه من ابى پدر من كيست فرمود كه حذافة بن قيس مردى ديگر گفت پدر من كجا است فرمود
فى النار
در آتش دوزخ است عمر خطاب برخواست و پاى رسول (ص) را بوسه داد و گفت يا رسول اللَّه ما جديد العهديم بجاهليت و شرك فاعف عنا عفى اللَّه عنك از سر ما درگذر و بر بىادبى ما نگاه مكن غضب حضرت ساكن گشت و فرمود
و الّذى نفسى بيده لقد صورت الجنة و النار فى عرض هذا الحائط فلم ار كاليوم فى الخير و الشر
يعنى بخدا سوگند كه جان من بامر او است كه اين ساعت بهشت و دوزخ در برابر من تصوير كرده بودند من در او مينگريدم و اهل آن را ميديدم و يافتم كه كدام از شما در بهشت باشد و كدام در دوزخ اگر ميگفتم شما از سؤال پشيمان مىشديد حقتعالى اين آيه را فرستاد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه گرويدهايد لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ مپرسيد از چيزهايى كه إِنْ تُبْدَ لَكُمْ اگر ظاهر كرده شود براى شما جواب آن تَسُؤْكُمْ اندوهگين گرداند شما را وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها و مپرسيد از چيزهايى كه اگر پرسيد از آن حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ در وقتى كه فرود آيد قرآن تُبْدَ لَكُمْ آشكارا كرده شود براى شما ان شرطيه و آنچه معطوفست بر آن هر دو صفت اشياءاند و ملخص معنى آن است كه سؤال مكنيد از رسول خدا چيزى را كه اگر ظاهر شود شما را مغموم سازد و اگر سؤال كنيد از آن در زمان وحى بر شما هويدا گردد و اين هر دو بمثابه دو مقدمه