تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٩ - سوره المائدة(٥) آيات ٩٠ تا ٩٩
نباشد و بر بزرك كفاره لازم بود و پشيمان را عقاب آخرت ساقط گردد و مصر را عقاب بود و مبدى را كفاره باشد و معيد را حق تعالى انتقام از او كشد مامون گفت (احسنت يا ابا جعفر احسن اللَّه جزاك) تو نيز از قاضى مسئله بپرس حضرت (ع) روى بيحيى كرد و فرمود رخصت باشد كه من نيز مسئله از تو سؤال كنم گفت روا باشد اگر دانم جواب بگويم و اگر نه از تو مستفيد شوم حضرت فرمود كه چه گويى در حق مردى كه صبح در زنى نگاه كند حرام باشد و در چاشتگاه بر او حلال بود و وقت پيشين حرام باشد و نماز ديگر بر او حلال شود و نماز شام حرام باشد و نماز خفتن حلال بود و نيم شب بر او حرام شود و چون صبح برآيد بر او حلال ابن اكثم فرو ماند و گفت من اين مسئله را نميدانم و بآن راه نميبرم اگر كرم فرمايى و ما را بآن اعلام فرمايى عنايت و لطف باشد فرمود كه اين كنيزى باشد كه مرد اجنبى در او نگرد نظرش حرام بود و چاشتگاه او را بخرد بر او حلال شود و نماز پيشين آزادش كند بر او حرام شود و نماز عصر او را بنكاح خود درآورد بر او حلال شود و نماز شام در او ظهار كند بر او حرام شود و نماز خفتن بنده آزاد كند بر او حلال شود و نيم شب طلاق دهد حرام شود و وقت صبح رجعت كند حلال شود مامون روى بياران كرد و گفت از شما و اهل شما كس هست كه اين مسايل را داند گفتند نه يا امير المؤمنين آنچه گفتى در او صايب بودى گفت اى مردمان بدانيد كه كار بنى فاطمه (ع) بر خلاف كار ديگرانست ايشان از جانب خدا مخصوصاند بانواع فضل و نعمت و صغر سن ايشان منع ايشان نكند از كمال فضل بدانيد كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله على (ع) را دعوت كرد و او دوازده ساله بود و جز او كسى را در سن او دعوت نكرد و از حسن و حسين (ع) بيعت دعوت گرفت ايشان شش ساله بودند و هيچ كودك را بيعت فرا نگرفت و ايشان اهل بيت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آلهاند و ذرية طيبه او ذرية بعضها من بعض گفتند صدقت يا امير المؤمنين پس مردمان پراكنده شدند روز ديگر بتهنيت آمدند مامون بفرمود تا سه طبق سيمين بياوردند بر هر يكى بندقها از مشك و زعفران سرشته بر يكى خطوط اقطاعات و ولايات و بلاد و قرى و بر ديگرى خطوط خلعتها و عطاها و يكى پر از زر سرخ كرده اول او را بوزرا و خواص نثار كرد و دويم را بر حجاب و عمال و سيم را بر حواشى و خدم و حشم تقسيم كرد پس خطوط را ميگشادند و آنچه در آن نوشته بود از خطوط ديوان طلب ميكردند پس مامون بفرمود تا درويشان را صدقات بسيار دادند و در آن مدت كه امام پيش او بود عظيم و تبجيل او ميكرد و وى را بر اهل خود تفضيل ميداد تا آنكه بمدينه رفت و چون حقتعالى محرم را از صيد منع فرمود در عقب آن بيان صيد بحر ميكند كه اخذ و اكل آن بر محرم حلال است و ميفرمايد كه أُحِلَّ لَكُمْ