تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٠ - سوره المائدة(٥) آيات ٧٠ تا ٧٩
كه داود و عيسى امت خود را اعلام كردند ببعث حضرت خاتميت (ص) و نبوت او و بعد از آن لعن كردند كسانى را كه باو نگروند و پيروى نكنند و قول اول اصح و اشهر است حاصل كه حقتعالى چون ميدانست بعلم ازلى كه كفار بر صفت كفر خواهند بود تا بميرند لعن داود و عيسى را علامت يأس ايشان گردانيد از ايمان آوردن و نشانه اقامت ايشان بر كفر چه دعاى پيغمبران بر ايشان بعقوبت بود و دعوت انبيا مستجاب است پس معلوم شد كه آنها كه به هدف تير لعن گرفتار شدند بر صفت كفر مردند و نيز ذكر لعن بر زبان داود و عيسى بجهت ازاله ابهام است بآنكه بنى اسرائيل چون كه از انبيا متولد شدهاند پس مستحق عقوبت نباشند حق تعالى باز نمود كه عصيان و طغيان موجب عقوبت است و اگر چه فاعل آن از پيغمبر متولد شده باشد و از اينجا است كه در حديث قدسى وارد شده كه
خلقت الجنة لمن اطاعنى و لو كان عبدا حبشيا و خلقت النار لمن عصانى و لو كان سيدا قرشيا
و تخصيص داود و عيسى بذكر بجهت آن است كه بعد از موسى از ايشان معروفتر پيغمبرى نبوده و ذكر سليمان بجهت آن نفرمود كه او تابع پدر خود بود و وى را شريعتى مجدد نبود و ما در بما عصوا مصدريه است يعنى سبب ملعون شدن بنى اسرائيل بر زبان عيسى و داود عصيان و اعتداى ايشان بود از محرمات كانُوا لا يَتَناهَوْنَ بودند كه نهى نمىكردند بعضى از ايشان بعضى را عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ از معاوده عمل زشت كه ميكردند و يا از مثل آن منكرى كه اقدام مينمودند و يا از منكرى كه اراده ميكردند كه آن را بفعل آرند و منتهى ميشدند براى ان و يا از منكرى كه منتهى و منزجر نميشدند از آن مأخوذ از قول عرب كه (تناهى عن الامر و انتهى عنه اذا امتنع) لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ بخداى كه بد چيزى است كه ايشان ميكردند اين تعجبى است از فعل قبيح ايشان مؤكد بقسم و در اين تهديد عظيم است آنها را كه نهى منكر نفرمايند از ابن عباس مروى است كه بنى اسرائيل سه فرقه بودند فرقه درست اعتدا نمودند و فرقه ايشان را از آن منع كردند و ليكن ترك مجالست و مؤاكله و معاشرت با ايشان نكردند و فرقه چون ديدند كه ايشان اعتدا نكردند از ايشان مفارقت كردند و ترك مجالست و مؤاكله را شعار خود ساختند فرقه اولى بسبب اعتدا و ثانيه بجهت اختلاط ملعون شدند و لهذا حضرت رسالت (ص) فرموده كه
لتأمرون بالمعروف و لتنهون عن المنكر و لتاخذن على يد السفيه و لتناظرنه على الحق طرا و ليضربن اللَّه قلوب بعضكم على بعض و يلعنكم كما لعنهم
يعنى بايد كه امر بمعروف بكنيد و نهى از منكر و دست سفيه را بگيريد و او را براه حق داريد و اگر نه حق سبحانه دلهاى بعضى از شما را بر بعضى زند و لعن كند همه را هم چنان كه لعن كرد اهل كتاب را و بدان كه نزد بعضى مراد بمنكر در آيه مذكوره صيد كردن ماهى بود در روز شنبه چنان كه گذشت و نزد