تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣ - ادامه تفسير سوره نساء
مستعمل شود براى زيادتى است لكن با استعمال آن در مقادير مصدر آن طولست بضم طا و صفت آن طويل است و در غير مقادير مصدر آن طولست بفتح طاء و صفت آن طايل و مراد از آن آنست كه هر كه او را زيادتى مال نباشد براى نكاح حراير پس بايد نكاح امه غير كند چه مؤمنه ايشان اخف است از حراير و فتيات بمعنى مملوكاتند (يقول العرب للامة فتاة و للعبد فتى) و مراد بمحصنات اينجا عفيفاتند يعنى زنانى كه نگاهداشتهاند نفسهاى خود را از منهيات بعقل تمام و همچنين مراد بقوله محصنات غير مسافحات عفايفند وَ اللَّهُ أَعْلَمُ و خدا داناتر است بِإِيمانِكُمْ بگرويدن شما يعنى اكتفاء كنيد بظاهر ايمان چه اوست كه عالمست بجميع سراير نه شما پس نظر در ايمان يكديگر كنيد نه در فضل نسبت و دنائت آن بَعْضُكُمْ برخى از شما اى آزادان و بندگان حاصل شدهايد مِنْ بَعْضٍ از برخى يعنى مناسب يكديگر در نسب و از يك اصل و نسليد چه پدر همه شما آدم است چه در حريت مزيت فضلى نباشد بر رقية باين اعتبار و يا همه شريكيد در ايمان فَانْكِحُوهُنَ پس بخواهيد كنيزان را بِإِذْنِ أَهْلِهِنَ بدستورى خداوند ايشان چه ايشان مملوك ديگرىاند وَ آتُوهُنَ و بدهيد بكنيزان نكاح كرده شده أُجُورَهُنَ مزدهاى ايشان يعنى مهرهاى ايشان را باذن اهل ايشان بآنها رسانيد و حذف اذن اهل بجهت تعدد ذكر آنست و يا بدهيد بموالى ايشان مهور ايشان را بحذف مضاف و قرينه حذف آن علم است بآنكه مهر از آن سيد است زيرا كه عوض آن حق او است پس واجب باشد اداء آن باو بِالْمَعْرُوفِ بنيكويى يعنى بدون مطل و ضرار و نقصان الْمُحْصَناتِ حالست از مفعول فانكحوهن يعنى نكاح كنيد كنيزان را در حالتى كه اين كنيزان نگاهدارنده فروج خودند غَيْرَ مُسافِحاتٍ نه زنا كنندگان بآشكارا وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ و نه فرا گيرندگان دوستان بپنهانى گويند فرق ميان مسافحات و متخذات اخدان عموم و خصوص است چه مسافحات در سر و جهر است و اتخاذ اخدان در سر فقط از ابن عباس مرويست كه در جاهليت زناى علانيه را حرام ميدانستند و زناى سر را حلال حقتعالى باين آيه نهى زنا كرد بس فَإِذا أُحْصِنَ پس آن هنگامى كه ايشان نگاهدارندهاند فروج خود را از حرام بسبب تزويج و احصن بصيغه مجهول خوانده يعنى هنگامى كه جوارى شوهر