تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٩ - سوره المائدة(٥) آيات ٦٠ تا ٦٩
اصحاب و فضيلت شاه اوليا بيان فرمود و در آخر هر موعظه و فضيلتى ميفرمود كه
اللهم هل بلغت
چنان كه در سير و تواريخ مذكور است بعد از آن اشارت فرمود بامير المؤمنين عليه السّلام و او را بر بالاى منبر طلبيد و بازوى وى را بگرفت و او را برداشت بر وجهى كه پايهاى او از زمين جدا شد و او را بر مردمان جلوه داد تا آنكه همه مردمان زير بغل رسول را ديدند و بعد از آن فرمود كه
ا لست اولى بكم من انفسكم
آيا من بشما از شما اوليتر نيستم قالوا بلى يا رسول اللَّه چون همه باولويت او معترف شدند ساعتى ساكت شد فرمود كه
من كنت موليه فعلى موليه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله
پس گفت
اللهم هل بلغت
بار خدايا آيا رسانيدم آنچه مرا فرمودند همه گفتند بلى رسانيدى آنچه حق رسانيدن بود رسول (ص) فرمود
اللهم اشهد عليهم
بار خدايا بر اينها گواه باش پس فرود آمد وقت نماز پيشين بود نماز بگذارد و در خيمه برفت و امير المؤمنين عليه السّلام را امر كرد تا در خيمه رفت برابر خيمه او و مسلمانان و صحابه را فرمود تا گروه گروه ميآمدند و امير- المؤمنين عليه السّلام را تهنيت ميكردند و از جمله كسانى كه در تهنيت مبالغه بحد اطناب رسانيدند عمر خطاب بود كه نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و بوى خطاب كرد كه (بخ بخ لك يا على اصبحت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنه) حسان بن ثابت انصارى عرضكرد يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله دستورى ده تا بيتى چند درين باب بگويم فرمود كه
قل يا حسان على اسم اللَّه سبحانه
حسان بر بالاى منبر شده بآواز بلند اين بيتها بگفت و همه مردم گردنها دراز كرده بودند براى استماع اين كلام شعر.
|
يناديهم يوم الغدير نبيهم |
بخم و اسمع بالرسول مناديا |
|