تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٣ - سوره المائدة(٥) آيات ٦٠ تا ٦٩
تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ و از زير پاى خويش يعنى روزى را بر ايشان فراخ ميكرديم ببارانيدن باران و رويانيدن گياه كقوله وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ و يا ميوههاى ايشان چندان شدى كه از زبر ميخوردند و از زير پاى برميداشتند از بسيارى كه بر زمين ريخته بودى پس بجهت شآمت كفر و طغيان و عناد روزى بر ايشان تنك شد مِنْهُمْ از جهودان أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ گروهىاند راستگو و راست كار كه طايفه عادلهاند غير غاليه و غير مقصره يعنى آنها كه بحضرت مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله ايمان آوردند و نزد بعضى مراد نجاشى و اصحاب اويند و گويند مراد گروهىاند كه متوسطند در عداوت بآن حضرت وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ و بسيارى از ايشان ساءَ ما يَعْمَلُونَ بد است آنچه ميكنند از اقامت كفر و جحود نبوت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و در اين تعجب است يعنى چه بد است عمل ايشان كه آن معانده است و تحريف حق و اعراض از آن و افراط در عداوت و بدانكه تخصيص نعمة با كل در اين آيه جهة آنست كه آن معظم انتفاع است و در اين تأسفست مر يهود را بر آنچه فوت شد از ايشان و اعتداد است از آنچه در آن بودند قبل از اين از نعم الهى و اين جواب ايشانست در نسبت بخل بخداى فى قولهم يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ و نظير اينست آيه وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ حاصل كه حقتعالى تقدس و تقوى را اسباب توسعه روزى گردانيده و بعد از آن پيغمبر خود را امر فرموده بتبليغ و وعده عصمت و نصرت نمودن بقوله يا أَيُّهَا الرَّسُولُ اى فرستاده بحق بَلِّغْ برسان و ادا كن بكافه خلايق ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ جميع آنچه فرو فرستاده شده بتو مِنْ رَبِّكَ از پروردگار تو از احكام شرعيه وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ و اگر چنين نكنى و تمام آن را نرسانى فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ پس تبليغ نكرده رسالتها و پيغامهاى او را كه كتمان بعضى ضايع ميكند آن چيزى را كه نرسانيده چنانچه ترك بعضى از اركان نماز مبطل نماز است چه غرض دعوة بآن منقص ميشود و يا آنكه اگر نرسانى آن را پس گوييا تو تبليغ هيچ چيز از آن نكردهاى كقوله فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً از حيثيت آنكه كتمان بعض و كل يكسانست در شناعت و استجلاب عقوبت و غير نافع و بكر و ابن عامر رسالته خواندهاند بصيغه مفرد يعنى تبليغ رسالت نكرده وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ و خداى نگاه ميدارد تو را مِنَ النَّاسِ از شر مردمان اينوعده ضمانست از خداى بعصمت روح او از تعرض اعادى و حقن دم او از ايشان و تنبيه بر ازاحه معاذير او خلاصه معنى آن است كه هيچكس را بر قتل تو دست نخواهد بود پس در تبليغ خود جد و جهد تمام نما و آنچه نهايت