تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٨ - سوره المائدة(٥) آيات ٦٠ تا ٦٩
الْقِرَدَةَ و ساخته از ايشان بوزينهگان يعنى مسخ كرده ايشان را بآن صورت چنان كه اصحاب سبت را وَ الْخَنازِيرَ و خوكان چنان كه منكران مائده عيسى را و والبى از ابن عباس نقل كرده كه اين هر دو مسخ در اصحاب سبت بوده به اين وجه كه جوانان ايشان بقرده مسخ شدند و پيران ايشان بخنازير وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ عطف است بر صله من يعنى و آن كس را كه پرستيد طاغوت را مراد گوساله است يا كعب بن الاشرف يعنى يا آن كس را كه در معصيت فرمان بردارى آنها را كردهاند و يا كاهنان أُولئِكَ آن ملعونان شَرٌّ مَكاناً بدترند از روى مكان اسناد (شر بمكان) جهت آن است كه ابلغ است در دلالت كردن بر شرارت ايشان و گويند مكان بمعنى منصرف است يعنى محل بازگشت همه ايشان بدتر از همه چيزى باشد وَ أَضَلُّ عَنْ و گمراهترند از سَواءِ ميانه السَّبِيلِ راه راست كه متوسط است ميان غلو نصارى و قدح يهود و مراد بهر دو صيغه تفضيل زيادة مطلقه است نه باضافه بمؤمنين در شرارت و ضلال در خبر است كه چون اين آيه آمد مسلمانان زبان دراز كردند و جهودان را گفتند كه يا (اخوان القردة و الخنازير) ايشان رسوا شدند و از ابن جوابى نداشتند سر در پيش افكندند و دانستند كه اينقول راست است و حق تعالى آن را به پيغمبر خود اخبار نموده و بعد از آن در صفة منافقان ميفرمايد كه وَ إِذا جاءُوكُمْ و چون بيايند شما را منافقان يهود يا عامه اهل نفاق قالُوا آمَنَّا گويند ايمان آوردهايم همچو شما وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ و حال آنكه در مىآيند بكفر وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ و ايشان بيرون ميروند بكفر يعنى در وقت دخول و خروج كفر با ايشان است و آنچه از تو شنيده اند در ايشان اثر نميكند ذكر ضمير جهة تأكيد است و اين هر دو جمله حاليهاند از فاعل قالوا و قوله بالكفر و به هر دو حالند از فاعل دخلوا و خرجوا و لفظ قد اگر چه داخل شده براى تقريب ماضى بحال تا صحيح باشد كه حال واقع شود ليكن چون كه متضمن معنى توقع است مفيد اين معنى نيز هست كه اماره نفاق بر ايشان لايح بود و رسول خدا ظن آن ميبرد و لهذا قال وَ اللَّهُ أَعْلَمُ و خداى داناتر است بِما كانُوا يَكْتُمُونَ بآنچه هستند كه ميپوشند از كفر و نفاق و كينه مسلمانان و در اين وعيد است مر ايشان را وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ و مىبينى بسيارى از ايشان يعنى يهودان يا منافقان