تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٨ - سوره المائدة(٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
از خانه متوجه مسجد شد چون بمسجد در آمد ديد كه مردمان در ركوع و سجودند و بنماز مشغولند پس در آن حالت چشم مبارك آن حضرت بر مسكينى افتاد فرمود كه
هل اعطاك احد شيئا قال نعم خاتما فقال من اعطاكه قال ذلك القائم و أومى بيده الى على بن ابى طالب قال على اى حال اعطاك قال اعطانى و هو راكع فكبر النبى صلّى اللَّه عليه و آله ثم قرء وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
يعنى سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله از آن مسكين پرسيد كه هيچ كس در اين مسجد چيزى بتو داد آن مسكين گفت آرى يا رسول اللَّه خاتمى دادند فرمود آن را چه كس بتو بخشيد گفت آن جوان كه در نماز ايستاده است فرمود در چه حالت بتو داد گفت يا رسول اللَّه در حالت ركوع بود كه اين احسان بمن نمود حضرت چون اينحكايت از آن مسكين بشنيد گفت
اللَّه اكبر
و بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود كه وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ الايه آن گه فرمود كه
الحمد للَّه الذى جعلها فى و فى اهل بيتى
شكر آن خداى را كه اين كرامت در من و اهل بيت من ظاهر ساخت و اين توفيق رفيق خاندان من شد و اين شرف در برادرم على بن ابى طالب عليه السّلام ظاهر گشت و بدانكه بعضى از اهل خلاف و شقاق و جمعى از ارباب عناد و نفاق را در استدلال شيعه باين آيه ايرادات و مناقشات است و از جمله مناقشات يكى اينست كه استعمال لفظ جمع از براى شخصى واحد مجاز است و اصل در اطلاق حقيقت است پس مراد از وَ الَّذِينَ آمَنُوا خصوص على بن ابى طالب عليه السّلام نباشد بلكه مراد از او عامه مؤمنانند زيرا كه واجب است كه مؤمنان بعضى ولى و ناصر و معين بعضى باشند چنان كه حق عز و علا فرموده است كه وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ مناقشه ديگر آن است كه على بن ابى طالب عليه السّلام مردى فقير بود و او را مالى نبود كه زكاة بر وى واجب شود و زكاة را اطلاق نكنند مگر بصدقه واجبه و مناقشه ديگر آن است كه بر تقدير آنكه مراد از صيغه جمع على بن ابى طالب باشد لازم نمىآيد كه او خليفه بود بلا فصل چرا نشايد كه خلافت او بعد از خلافت شيوخ ثلثه بود و مناقشه ديگر آن است كه اگر مراد از ولى متصرف در امور مسلمين باشد چنان كه شيعه ميگويند استدراك وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ لازم مىآيد زيرا كه تصرف پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در امور مسلمانان كافى است و حاجت بتصرف غير او نيست و مناقشه ديگر آن است كه لايق بحال على بن ابى طالب آن است كه مستغرق القلب باشد در عبادات حق تعالى چنان كه در حالت نماز بهيچ چيز ملتفت نباشد و ظاهر است كه استماع كلام سائل التفات باو نمودن و قضاى حاجت او كردن منافى استراق است اينست تقرير مناقشات ايشان و بر فطن و لبيب پوشيده و پنهان نيست كه بعد از ورود روايات و آيات و احاديث صحيحه و اسانيد و اخبار متواتره از طريقين در اينكه آيه در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام نزول يافته و مراد از وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ آن سرور