تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٤ - سوره المائدة(٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
فرمود كه فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ چه اينموجب آنست كه اين قوم موجود نبوده باشند در وقت نزول پس خطاب متناول كسانى باشد كه بعد از ايشان باشند و متصف بصفات مذكوره باشند تا بقيام ساعت و ساعت قيام و گفتهاند كه مراد اهل فارساند و مرويست كه حضرت رسالت (ص) را سؤال كردند از اين آيه دست بر دوش سلمان زد فرمود
هذا و ذووه
و بعد از آن فرمود كه
لو كان الدين معلقا بالثريا لنا له رجال من ابنا فارس
و عمار و حذيفه و ابن عباس و غيرهم از اعاظم مفسران بر آنند كه در شأن عاليشأن امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه نزول يافته و روايت صحيحه مأثوره از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليهما نيز مطرح است بر اين و مجمع عليه علماى اماميه است پس اينكه بعضى از اهل سنت از حسن و ضحاك نقل كردهاند كه آيه درباره ابو بكر است و اصحاب او كه با اهل رده كارزار كردند و يا در حق ابو موسى اشعريست و يا درباره اهل يمن محض غلط و غلط محض است و در تفسير كاشفى آورده كه علما را در باب يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ سخن بسيار است اهل شريعت ميگويند كه محبت خدا با بنده اراده توفيق و هدايت او است در دنيا و اعطاى حسن ثواب و كرامت بيحساب در آخرت و محبت بنده با خداى آنكه براى او از غير خالص گردد و ارباب حقيقت بر آنند كه محبت حق قديم است و محبت بنده حادث هر گاه صدمات سطوات محبت ذو الجلال از سرادق احتشام يُحِبُّهُمْ در رسد وجود محب فانى را در بوته اضمحلال اندازد و ديگر باره هبوب نفخات از چمن عنايت يحبونه رسيده آن فانى شده را بوصف بقا متصف سازد بدانكه حقتعالى بعد از بيان اوصاف حميده دوستان خود تبيين حال كسى ميكند كه رتبه ولايت و حكومت داشته باشد بر خلق و قيام او بامور بندگان كه بر وجه احسن باشد و وجوب طاعت او بر ايشان واجب و الزم پس ميفرمايد كه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ جز اين نيست كه اولى بتصرف و حاكم بر امور دينى و دنيوى شما خداست وَ رَسُولُهُ و فرستاده او كه محمد است (ص) وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آن كسانى كه ايمان آوردهاند ايثار وليكم بر اوليائكم تنبيه است بر آنكه ولايت اصالت مر خداى را است و مر رسول و مؤمنانرا بالتبع و قوله الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ صفت موصول اولست چه اين جارى مجراى اسم است يعنى مؤمنانى كه بپاى ميدارند نماز را با شرايط و اركان وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ و ميدهند زكاة را وَ هُمْ راكِعُونَ و حال آنكه ايشان راكعانند در نماز و ميتواند بود كه الذين ثانى بدل الذين اول باشد و يا منصوب باشد يا مرفوع بر مدح و بدانكه جمهور مفسران از علماى شيعه و اهل سنت بر آنند كه آيه در شأن على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه نزول يافته و شيعه از اين استدلال كردهاند