تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٩ - سوره المائدة(٥) آيات ٤٠ تا ٤٩
ابو دردا نيز از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه هيچ مسلمانى نباشد كه بر او جنايتى كنند و او جانى خود را عفو كند مگر كه حق تعالى درجه او را رفيع گرداند و گناهانش را بيامرزد جابر از آن حضرت روايت كرده كه هر مؤمنى كه سه كار كند بخداى كه در بهشت رود بهر درى كه خواهد و حور عين را جفت او گرداند يكى آنكه دينى كه بر ذمه كسى داشته باشد بوى بخشد دويم آنكه قاتل خود را عفو كند سيم آنكه از پس هر فريضه ده بار قل هو اللَّه احد را بخواند يكى گفت يا رسول اللَّه اگر كسى يكى از اين سه چيز را بجاى آورد باين سعادت مستسعد شود فرمود نعم وى نيز باين سعادت فايز گردد و در روايت ديگر از ابن عباس آمده كه ضمير راجع بمتصدق عليه است يعنى عفو كفاره متصدق عليه است بجهت آنكه قايم مقام اخذ حق است از او و سعيد بن جبير و مجاهد و زيد بن اسلم و ابراهيم نيز بر اينند و بنا بر اين مجنى عليه كه جانى را عفو كند عفو او كفاره جانى خواهد بود و در آخرت بآن مؤاخذه نخواهد شد و قول اول اظهر است و اصح و بعد از ذكر احوال يهود بيان حال نصارى ميكند بقوله وَ قَفَّيْنا و در قفا در آورديم عَلى آثارِهِمْ بر اثرهاى پيغمبران بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ بعيسى كه پسر مريم است اين مفعول ثانى است و بيان فعل تعديه بآن شده و مفعول اول محذوفست اى (و اتبعناهم على آثارهم) و حذف آن بجهت دلالت جار و مجرور است بر آن يعنى عقب پيغمبران درآورديم عيسى را باين معنى كه بعد از ايشان او را مبعوث كرديم مُصَدِّقاً در حالتى كه تصديق كننده بود لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مر آن چيزى را كه پيش از او فرستاده بوديم مِنَ التَّوْراةِ از كتاب تورية وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ و داديم او را انجيل فِيهِ هُدىً و در حالتى كه او را هدايتى بود و راهنمونى بتوحيد و ساير امور حقه وَ نُورٌ و روشنى بطريق حق وَ مُصَدِّقاً و در حالتى كه انجيل تصديق كننده بود يعنى موافق بود در اصول دين لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْراةِ مر آن چيزى را كه پيش از او بود از تورية وَ هُدىً و در حالتى كه دلالتى و ارشادى است بحق وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ و پندى مر پرهيزكاران را تخصيص اهل تقوى بهدايت بعد از بيان هدايت مطلقا بجهت اشعار است بآنكه ايشانند كه منتفع ميشوند بآن نه غير ايشان و اگر چه آن هادى جميع خلقان است و بدانكه ميتواند بود كه نصب هدى و موعظة بر علية باشد و معطوف آن محذوف و قوله وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ معطوف بر آن تقدير آنكه (و للهدى و الموعظة اتيناه الانجيل و للحكم) يعنى بجهت هدايت و موعظة انجيل را بعيسى داديم و بجهت