تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤ - سوره النساء(٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
و ازواج و عيال بعد از آن بيان اخلاق حميده و محاسن پسنديده نمود در باب احسان و بجهت آنكه محاسن افعال و محامد خصال بدون عبادات او سبحانه بر وجه وحدانيت و تنزيه او از شركت در معبودية مثمر مثوبت نبود از اينجهت بر طريق عطفيه اول امر بتوحيد نموده فرمود كه وَ اعْبُدُوا اللَّهَ و بپرستيد خدا را بوحدانيت وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ و انباز مگيريد بوى شَيْئاً چيزى را از اصنام و غير آن از شرك جلى و خفى وَ بِالْوالِدَيْنِ و برو نيكويى كنيد بپدر و مادر خود إِحْساناً نيكويى كردنى بقول و بفعل وَ بِذِي الْقُرْبى و بخويشان نزديك بصله رحم وَ الْيَتامى و بيتيمان بدل نوازى و سازگارى وَ الْمَساكِينِ و بدرويشان كه بر مؤنت سنه قادر نباشند بصدقات و زكواة وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى و به همسايههاى خويشاوند كه هم حق جوار دارند و هم حق قرابت بشفقة و مرحمة و يا بآن كسانى كه قرب جوار داشته باشند با ايشان وَ الْجارِ الْجُنُبِ و بهمسايه بيگانه يعنى آنكه خويشى ندارد و يا همسايه دو رو يا بهمسايه كافر و حق جوار تا چهل سراى مقرر كردهاند و نزد بعضى چهل گز و از جمله حق جوار اراده خير است بايشان و دفع ضرر ايشان و در صحيح مسلم بروايت انس وارد شده كه
(لا يدخل الجنة عبد لا يامن جاره بوائقه)
ببهشت نرود بنده كه همسايه از شر او ايمن نباشد و مرويست كه مردى نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله دلم سخت شده و از رقت و نرمى دور گشته فرمود كه برو و با پدر و مادر نيكويى كن و مسكينان را طعام ده و دست بر سر يتيمان فرود آور و طعامشان ده و با همسايه كه خويش تواند يا بيگانه صله و عطا وامگير و ايشان را مرنجان گفت يا رسول اللَّه حق همسايه بر همسايه چه چيز است فرمود كه از حقوق او آنست كه اگر ترا بخواند اجابت كنى و اگر درويش شود دستگيرى او كنى و اگر قرض خواهد بدهى و اگر خيرى بدو رسد تهنيه گويى و اگر مصيبتى بدو رسد تعزيه او نمايى و اگر بميرد بجنازهاش حاضر شوى و ديوار بر بالاى ديوار او بلند نسازى تا منع باد كند از او و او را نرنجانى بمنع مطبوخات خود بعد از آن فرمود كه
الجيران ثلثه جار له ثلثه حقوق حق الجوار و حق القرابة و حق الاسلام و جار له حقان حق الجوار و حق الاسلام و جار له حق واحد حق الجوار و هو المشرك من اهل الكتاب
همسايه سه طايفهاند يكى آنست كه او را سه حقست بر تو يكى را دو حق ديگرى را يك حق آنكه سه حق دارد همسايه مسلمانست كه او را علاقه نسب باشد با تو چه او هم حق جوار دارد و هم حق قرابت و هم حق اسلام و آنكه دو حق دارد همسايه مسلمانست كه حق همسايگى و حق مسلمانى دارد و آنكه يك حق دارد