تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٣ - سوره المائدة(٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
و اينها را شفيع خود ساز بعد از آن رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه ما سفينه نجاتيم هر كه در سفينه محبت ما نشيند يعنى بما متمسك و متوسل شود نجات يابد و هر كه از ما اعراض كند و ما را وسيله نجات خود نسازد و بما متمسك نشود هلاك گردد و هر كرا حاجتى باشد بايد كه ما را وسيله خود سازد ابو سعيد خدرى از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه گفت از براى من وسيله خواهيد از حق تعالى عرض كردم يا رسول اللَّه وسيله چه باشد فرمود درجه من است در بهشت و او را هزار پايه است و از پايه تا بپايه ديگر تاختن اسب نيك دو در مدت يك ماه يك پايه او از جواهر است و ديگرى از زر و يكى ديگر از سيم و در روز قيامت آن را حاضر سازند و در ميان درجات پيغمبران بنهند و آن درجه در ميان درجات ايشان چون ماه درخشنده باشد در ميان ستارگان و هيچ پيغمبرى و صديقى نباشد مگر آنكه گويد كه خوشا حال كسى كه ايندرجه وى باشد پس از قبل حقتعالى ندايى در رسد كه اين درجه محمد است پس من بعرصه قيامت درآيم حله از نور پوشيده و تاج كرامت بر سر نهاده و على بن ابى طالب در پيش من ايستاده و لواى حمد در دست گرفته و بر وى نوشته باشد كه
لا اله الا اللَّه هم المفلحون هم الفائزون
و چون به پيغمبران بگذريم گويند كه ايندو فرشته مقربند و چون بملائكه رسيم گويند كه ايندو پيغمبر مرسلند من بيايم و در مرتبه خود بنشينم و هيچ پيغمبرى و رسولى و صديقى و شهيدى نباشد مگر كه گويد
طوبى لهذين العبدين ما اكرمهما عند اللَّه
ندايى در رسد از قبل حضرت عزت چنان كه همه كس بشنود كه
هذا حبيبى محمد و هذا وليى على طوبى لمن احبهما و ويل لمن ابغضهما
و بعد از آن فرمود كه اى على هيچكس نباشد از دوستان تو الا كه چون اين ندا را بشنود رويش سفيد شود و دلش خرم و شادان گردد و هيچكس نبود از آنان كه با تو دشمنى دارند مگر كه بعد از شنيدن اين ندا رنگ رويش سياه گردد و دلتنك و مضطرب و پريشان شود ما در اين باشيم كه دو فرشته بيايند يكى رضوان خازن جنان و ديگرى مالك خازن نيران رضوان گويد كه
السلام عليك يا احمد
من گويم
و عليك السلام من انت
بوجه حسن گويد كه منم رضوان خازن بهشت حقتعالى كليدهاى بهشت را بتو فرستاده تا هر كه را كه خواهى ببهشت درآورى من كليدها بگيرم و خداى را شكر گويم و ببرادر خود على دهم آن گاه مالك دوزخ بيايد و سلام كند من جواب سلام باز دهم و گويم كه چه فرشته كه رويى و صورتى هايل دارى گويد كه من خازن دوزخ حقتعالى كليدهاى دوزخ را نزد تو فرستاده تا درآورى بدوزخ هر كه را كه خواهى من آن كليدها بستانم و خداى را شكر گويم و بعلى دهم على كليدها را در دست گرفته بر كنار دوزخ بايستد و دوزخ زفير كشد و شرر زند على زمام دوزخ را در دست گيرد و دوزخ گويد كه
جز يا على فان نورك يطفى لهبى
بگذر كه