تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢١ - سوره المائدة(٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
معنى يعطى است و اين در اصل مصدر است و لهذا تثنيه واقع نشده و نزد بعضى تقدير اينست كه (اذ قرب كل واحد منهما قربانا) آوردهاند كه هابيل گوسفند دار بود بره فربه خوب كه بغايت دوست ميداشت بياورد و بر سر كوى نهاد و نيت كرد كه اگر قربان من قبول نگردد ترك اقليميا كنم و قابيل صاحب زرع بود دسته گندم ضعيف كم دانه بياورد و در همان موضع بنهاد و با خود گفت كه اگر اين قربانى قبول شود فبها و اگر نه كه من دست از خواهر خود برنميدارم فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما پس قبول شد قربانى يكى از ايشان كه هابيل بود بدين نوع كه آتشى سفيد بىدود از آسمان فرود آمد و گوسفند را بخورد بجهت خلوص نيت او در قربان و در خبر است كه حقتعالى اين بره را كه هابيل قربان كرده بود در بهشت پرورش ميداد تا كه براى فداى اسماعيل فرو فرستاد وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ و مقبول نشد از ديگرى كه قابيل بود چه آتش از قربانى او درگذشت و بخوردن آن ملتفت نشد بجهت سخط الهى بر عدم اخلاص او پس قابيل را آتش خشم باشتعال آمده دود حسد ديده بصيرت او را تيره كرد قالَ گفت قابيل از غايت فرط حسد بر عدم قبول قربانى كه لَأَقْتُلَنَّكَ بخداى كه ترا بكشم و از دغدغه تو فارغ البال شوم قالَ گفت هابيل إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ جز اين نيست كه قبول مىكند خداى مِنَ الْمُتَّقِينَ از پرهيزكاران كه در قربان نيت خود را خالص ساختهاند يعنى عدم قبول قربانى تو بجهت آنست كه ترك تقوى كرده پس مرا چه گناه باشد كه در صدد قتل من شده در اين اشاره است به آنكه حاسد ميبايد حرمان خود را داند در آنچه محسود بآن محظوظ شده نه در ازاله محسود چه اين موجب ضرر او است و عدم ترتب نفع بر آن و اشعار بآنكه طاعت مقبول نيست مگر از مؤمن متقى مخلص بعد از آن هابيل را گفت لَئِنْ بَسَطْتَ اگر بگشايى و دراز كنى إِلَيَّ يَدَكَ بسوى من دست خود را لِتَقْتُلَنِي تا بكشى مرا ما أَنَا بِباسِطٍ من نيستم دراز كننده يَدِيَ دست خود را إِلَيْكَ بسوى تو لِأَقْتُلَكَ تا بكشم تو را إِنِّي أَخافُ اللَّهَ بدرستى كه من ميترسم از خداى رَبَّ الْعالَمِينَ كه پروردگار عالميان است و گويند با آنكه هابيل از قابيل بقوت برتر بود و با شوكتتر اما متحرج بود از قتل قابيل و خود را تسليم او كرد بجهت خوف الهى چه دفع قاتل هنوز مباح نشده بود كما قال المفسرون (ان القتل عن سبيل المدافعة لم يكن مباحا فى ذلك) و از ابن عباس نقلكردهاند كه معنى آنست كه اگر تو بسط يد