تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٧ - سوره المائدة(٥) آيات ١ تا ٩
آن چيزى است كه مباشرت بآنكرده باشند و اما ثانيا فلقوله تعالى وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ و ذبايح ايشان بنام خدا مذبوح نميشوند چون ايشان غير عارفند باو سبحانه بجهت آنكه وصف ايشان بشركا است و قوله وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ الى قوله سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ و ديگر آنكه ايشان در وقت ذكر اسم خدا بر ذبيحه معتقد آنند كه شرع موسى مؤيد است و حقتعالى والد عيسى است و ارسال محمد صلّى اللَّه عليه و آله نكرده پس باو سبحانه عارف نبوده باشند و قصد ايشان غير اللَّه باشد اگر ايشان گويند كه قوله تعالى و طعام الذين الى آخر عام است و قوله و لا تأكلوا نيز عام است پس تخصيص عام ما بعام شما اولى نباشد از عكس گوئيم در تخصيص عام شما محذورى لازم نميايد و تخصيص عام مستلزم محذور است و آن اكل مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ است و نيز ما اجراى دليل كردهايم بر وجوب تسميه نزد ارسال آلت صيد و نزد ذبيحه و بر عدم حلية ذبيحه در وقت ترك تسميه عمدا و هر كه قايل اين است قايل است بتحريم ذبايح اهل كتاب و نيز اقامه دليل كردهايم بر آنكه قول وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مخصوص است پس اگر قائل باول شويم و بثانى قايل نشويم خرق اجماع باشد اين بر تقدير آن چيزى است كه فريقين ذكر آن كردهاند غير اينكه نزد من در كلام اصحاب اشكال است و تقرير آن اينست كه حبوب و غير آن از جامدات در طيبات داخل است در كريمه الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ و نص اهل بلاغت است بر آنكه عطف خاص بر عام جايز نيست مگر بجهت نكته يا فضيلتى مانند عطف جبرئيل و ميكائيل بر ملائكه پس اينجا نكته كه مقتضى اخراج باشد كدام است آرى نكته متوجه است بر قول خصم و آن اينست كه چون حقتعالى تحريم مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ كرده است و اهل عطفان و كتاب مشركند و اهل اسلام را كافر ميدانند و ايشان را از اهل خبائث ميشمرند پس ممكن است كه گفته شود كه طعام ايشان مطلقا از طيبات نباشد (فبناء على ذلك) مناسب آنست كه اخراج آن كنند و عطف آن كنند بجهت بيان رخصت و اما بر قول شما آن عزيمت است و رخصت را مزية است بر عزيمة در بيان احكام خصوصا در آنچه در معرض امتنان وارد شده و آن اين آيه كريمه است و اميدوارم كه حقتعالى بر من فتح جواب اين اشكال نمايد بمنه وجوده انتهى كلام صاحب الكنز وَ الْمُحْصَناتُ و ديگر حلال كرده شده است بر شما زنان پارسا مِنَ الْمُؤْمِناتِ از آنها كه گرويدهاند خواه آزاد و خواه بنده چه امه مؤمنه حلالست وَ الْمُحْصَناتُ و ديگر زنان پارسا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ از انها كه داده شدهاند كتاب يعنى يهود و نصارى مِنْ قَبْلِكُمْ پيش از شما خواه آزاد و خواه بنده محصنات نزد شافعى آزادانند پس امه كتابيه حرام باشد بمذهب او و نزد حنفى عفايفند پس بقول او اماء و حراير و كتابيات