تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨١ - سوره المائدة(٥) آيات ١ تا ٩
بإمرة المؤمنين
ايشان همه اذعان بآن كرده انقياد كردند حقتعالى اين آيه فرستاد كه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ الايه پس حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله از نزول اين آيه بسيار مسرور شد و خوش حال گشت و توجه بحاضران كرد و فرمود
اللَّه اكبر على اكمال الدين و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى اليكم و الولاية لعلى بن ابى طالب بعدى
و هر كه منصف است اگر در اين روايات مأثوره از موافق و مخالف تأمل نمايد هر آينه بر او واضح و لايح گردد كه كسى كه قبول ولايت على بن ابى طالب نكند و اذعان ننمايد كه خلافت منصب او است و امامت لايق او دين او ناقص و ناتمام باشد و خوشنودى خدا و رضا و نعمت تامه پروردگار نسبت باو مفقود بود و بجهت اين است كه احاديث بسيار در بيان فضليت اين روز واقع شده و آن را (عيد اللَّه الاكبر) نام نهادهاند و صواب صلاة و صوم آن روز نسبت بروزهاى ديگر اضعاف مضاعف است و از جمله طارق بن شهاب روايت كرده كه حبرى از احبار يهودى نزد عمر خطاب آمد و گفت كه در كتاب شما آيتى است كه بر رسول شما فرود آمده كه اگر در كتاب ما بودى آن روز عيد ما بودى عمر گفت كه آن آيه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ است تا آخر و آن روز كه اين آيه نازل شد عيد ما شد و عيد جمله مسلمانان تا روز قيامت و از امام على بن موسى الرضا صلواة اللَّه عليه مرويست كه در باب فضيلت اينروز فرمود كه
عيد اللَّه الاكبر و انه فى السماء اشهر من الارض
و در باب روزه اينروز وارد شده كه ثواب آن روز مقاومت ميكند با ثواب كسى كه از اول دنيا تا آخر دنيا زيسته باشد و روزها بروزه بوده باشد و ثواب نماز اين روز بطريقى كه از اهل البيت صلوات اللَّه عليهم منقول شده مانند ثواب صد هزار حج و صد هزار عمره است و افطار مؤمنى از روزه اين روز برابر ثواب كسى است كه صد فئام كس را روزه بگشايد و فئامى صد هزار پيغمبر و صديق و شهيد است و كيفيت نماز و روزه اين روز و آداب آن و تفصيل ثواب آن بروايات متعدده در كتب اصحاب مسطور است فليطالع ثم و قوله فَمَنِ اضْطُرَّ متصل است بذكر محرمات متقدمه و ما بينهما اعتراض است بآنچه موجب تجنب است از آن و آن اين است كه تناول محرمات فسوق است و حرمت آن از جمله دين كامل و نعمت تامه و اسلام مرضى است يعنى پس هر كه مضطر و بيچاره شود بتناول شيء از اين محرمات فِي مَخْمَصَةٍ در گرسنگى و نايافتن طعام غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ در حالتى كه ميل كننده نباشد مر گناهى را يعنى بتلذذ آن را نخورده و يا زياده از سد رمق تناول نكند لقوله غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ پس بدرستى كه خداى آمرزندگار است مر او را از اين گناه رَحِيمٌ مهربان بر او كه با كل اين مقدار رخصت داد او را و بر آن مؤاخذه ننمايد چه تضييق وقت و تشديد بنده و تكليف ما لا يطاق