تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨ - سوره النساء(٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
و مهاجرى از انصارى ميراث ميبرد و بعكس و قريب ميراث نميگرفت از كسى كه مهاجرت نكرده بود و در اينباب اين آيه نازل شد كه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا و بعد از آن اين منسوخ شد بقرابت و رحم و اسباب و انساب لقوله وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ دويم حكم ميراث بمعاهده و معاقده كه مسمى بضمان جريره است منسوخ است نزد شافعى مطلقا وارث بآن حاصل نميشود و نزد اصحاب ما اينچنين نيست بلكه پيش ما ثابت است نزد عدم وارث نسبى و سببى بجهت آنكه بصحت پيوسته كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در روز فتح مكه خطبه بخواند و فرمود
ما كان من حلف فى الجاهلية فتمسكوا به فانه لم يزده الاسلام الاشدة و لا تحرموا حلفا فى الاسلام
و نزد ابو حنيفه آنست كه چون شخصى اسلام آورد بر دست مسلمانى و عقد تعاقل و توارث بينهما واقع شود صحيح است كه از يكديگر ميراث برند سيم بر مذهب ما كه حكم ارث بعاقد باقى است آيه منسوخ نباشد بلكه محكم باشد ليكن ارث در آن مجمل است و مفتقر بشرايط و مختصات از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و اينكه گفتهاند بعضى كه معاقده اينجا بمعنى مصاهره است و اشاره بارث زوجين است بعيد است از صواب زيرا كه عدول است از ظاهر آيه و از قول اكثر مفسرين آوردهاند كه حبيبه زوجه سعد بن الربيع انصارى يا جميله زوجه ثابت بن قيس طريق نشوز پيش گرفته با شوهر بيراهى بسيار كرده و شوهر از غايت اضطراب طپانچه بر روى وى زد و او شكايت نزد پدر برد و باتفاق پدر نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله رفته قصه گذشته را بموقف عرض رسانيدند آن حضرت بقصاص بر شوهر وى حكم فرمود پدر و دختر متوجه قصاص شده بتجسس قصاص شتافتند حضرت شخصى را بعقب ايشان فرستاد و باز گردانيد و فرمود
اردنا امرا و اراد اللَّه مرا و الذى اراد اللَّه خير
ما اراده كارى كرديم كه قصاص است و او سبحان اراده غير آن كرد و آنچه حق سبحانه اراده فرموده بهتر است پس فرمود كه چون شما بيرون رفتيد جبرئيل آمد و اين آيه آورد كه الرِّجالُ قَوَّامُونَ مردان كارگذاران و ايستادگانند عَلَى النِّساءِ بر زنان و قائم بامور معاش ايشان مانند قيام ولات بر رعيت پس تعليل اين نموده بدو امر كه موهبى و كسبى است بقوله بِما فَضَّلَ اللَّهُ يعنى اين بسبب آن چيزى است كه تفضيل كرد خدا و افزونى داد بَعْضَهُمْ برخى از ايشان را كه مردانند عَلى بَعْضٍ بر برخى كه زنانند و تفضيل مردان بكمال عقل است و علم و حسن تدبير و مزيد قوت در اعمال و عبادات و فور فهم و حدس و بجهاد و كمال صوم و صلاة جمعه و نماز عيدين و قضا و شهادت در حد و دو قصاص و زيادتى ميراث و استبداد بفراق و امثال آن و اينكه انبيا و ائمه عليهم السلام از مردانند از همه فضايل اكمل است و اشرف وَ بِما أَنْفَقُوا