تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٧ - سوره المائدة(٥) آيات ١ تا ٩
غفل بيرون آمدى باز رجوع بخريطه كردندى پس معنى استقسام به ازلام طلب معرفت آن چيزى است كه قسمت كرده شود بازلام براى ايشان و گفتهاند مراد باستقسام معرفت جزور است بر انصباى معلومه چه شتران را ميكشتند و بازلام قسمت ميكردند و اين قول جمعى از مفسرانست و مفرد ازلام زلم است بفتح با ضم زاى و فتح لام چون جمل و صرد و تفأل عرب را بسيار بود بر ازلام براى هر كارى از نكاح و ختان و اختلاف در نسب و غير آن و على بن ابراهيم از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه نقلكرده كه از لام ده بودند هفت را انصبا بود و سه را نبود آن هفت را كه انصبا بود (فذو توام و رقيب و حلس و نافس و مسبل) و معلى ميگفتند فذ را يك سهم بود و توام را دو و رقيب را سه و حلس را چهار و نافس را پنج و مسبل را شش و معلى را هفت و ثلاثه باقيه را سفيح و منيح و وغد ميگفتند و شترى را ميكشتند و ميخواستند كه گوشت آن را در ميان يكديگر قسمت كنند اخراج سهام مذكوره ميكردند بر آن يا به اين وجه كه گوشت شتر را بر ده قسم منقسم ميساختند و آن ده ازلام را باجنبى ميدادند و وى بنام هر يك از ايشان بهر قسمتى از آنها مينهاد و اگر يكى از سهام غفل كه آن سفيح و منيح و غداست بنام شخصى بيرون ميآمد ثمن او را رد ميكردند و وى را چيزى از آن نميدادند و اين قسمتى از قمار است و زمخشرى در كشاف آورده كه گوشت شتر را بر ده قسم ميكردند و نزد بعضى بيست و هشت قسم و غفل را چيزى نميدادند و كسانى كه سهم ايشان بيرون ميآمد از روى انصبا اخذ آن ميكردند و بفقرا دفع مينمودند و از آن نميخوردند و بر آن افتخار ميكردند و مذمت مينمودند هر كه عام او بر سهم غفل بيرون مىآمد و او را برم مىگفتند و بعضى فضلا اسماى اقداح را در اين ابيات جمع كردهاند (شعر)
|
فذو توام و رقيب |
ثم حلس و نافس ثم مسبل |
|