تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٢ - سوره المائدة(٥) آيات ١ تا ٩
گفتند يا رسول اللَّه (ص) ما در جاهليت اين عمل بسيار ميكرديم و در اين باب مبالغه كردند آيه آمد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه مؤمنان لا تُحِلُّوا حلال مدانيد و حرمت مشكنيد شَعائِرَ اللَّهِ مناسك حج خداى را و آن جمع شعيره است كه اسم آن چيزيست كه اشعار كنند يعنى شعار سازند و تسميه اعمال حج بآن جهت آنست كه از علامات حج و اعلام نسك آن است و نزد بعضى مراد بآن دين اسلام است لقوله تبارك و تعالى وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ اى دينه و گويند فرايض او سبحانه و تعالى است و معالم حدود او كه از براى عباده محدود ساخته وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ و حلال مكنيد ماه حرام را بقتال و سبى در او و اشهر حرم ماه رجب است و ذو الحجه و ذو القعده و محرم وَ لَا الْهَدْيَ و نه آن چيزى را كه اهداى آن كرده باشند بخانه كعبه از شتر و گاو و گوسفند و آن جمع هديه است چون جدى كه جمع جديه است وَ لَا الْقَلائِدَ و نه خداوندان قلادهها را از هدى و قلاده چيزى است كه در گردن چهارپايان ميكنند از پوست درختهاى حرم يا غير آن تا معلوم شود كه هدى است و كسى تعرض بآن نرساند و عطف اين بر هدى با آنكه هدى شامل اين هست بجهت اختصاص است چه آن اشرف هدى است و ميتواند بود كه مراد نفس قلايد باشد بدون تقدير مضاف كه آن ذوات القلايد است يعنى تعرض بقلايد مرسانيد و بنا بر اين غرض نهى است از احلال آن بجهت مبالغه در نهى از تعرض به هدى و نظير اين است قوله تعالى وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَ و نزد بعضى مراد آن است كه در جاهليت يكديگر را غارت كردندى و بجهت آن چون شخصى روى بخانه كعبه نهادى بجهت اداى مناسك حج و عمره پاره چوب سمره در گردن افكندى تا علامت باشد بر آنكه او بحج ميرود و كسى او را تعرض نرساند و چون بازگشتى قلاده از موى در گردن خود كردى تا دانستندى كه او از حج ميآيد و بجهت آن تعرض باو نرساندندى و حق سبحانه و تعالى از اين خبر ميدهد كه حلال نيست بر شما كه قتل و سبى كسى كنيد كه با او قلايد باشد كه علامت حج او است وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ و نه قاصدان خانه محترم را كه عازم زيارت او باشند يَبْتَغُونَ ميطلبند اين قاصدان حرم فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ افزونى از پروردگار خود اگر مؤمنانند زيادتى ثواب جويند از پروردگار خود يا روزى بسبب تجارت و اگر كافرانند نميطلبند مگر روزى وَ رِضْواناً و ميطلبند بحسن اعتقاد خوشنودى خداى را و اثابه او سبحانه ايشان را اگر مؤمنانند و كافران طلب آن ميكنند بگمان باطل و يا طلب معيشت خود ميكنند در تبيان آورده كه مراد به رضوان حج است و اين جمله فعليه در موضع حال است از ضمير مستكن