تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٥ - سوره النساء(٤) آيات ١٧٠ تا ١٧٦
راهى راست و يا موافق سازد ايشان را در دنيا برسوخ و دوام در ايمان و طاعت در آخرت براه نمودن بطريق بهشت و بدانكه حقتعالى در اول سوره تبيين بعضى از مهام فرايض نمود ختم آن كرد ببيان آنچه از آن باقى مانده بود بقوله يَسْتَفْتُونَكَ طلب فتوى و حكم مىكنند از تو در ميراث كلاله و حذف آن بجهت دلالت جوابست بر آن از جابر انصارى رضى اللَّه عنه منقول است كه گفت من بيمارى صعب داشتم سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله بعيادت من آمد و بنشست چون ساعتى برآمد پاره آب طلبيد و بر روى من ريخت بخود آمدم گفتم يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله مرا مالى هست و من كلالهام يعنى ولد و والدين ندارم و مرا نه خواهر است پس مال خود را چگونه قسمت كنم بر ايشان آن حضرت هيچ جواب نداد و بيرون رفت نوبت ديگر كه آمد فرمود اى جابر تو را از اين بيمارى مرك خواهد بود و ليكن حقتعالى در باب تو و خواهران تو فرمود اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله از تو طلب فتوى مىكنند در ميراث قُلِ بگو كه اللَّهُ يُفْتِيكُمْ خدا حكم ميكند فِي الْكَلالَةِ در ميراث كلاله كه غير ولد و والدين است به اين وجه كه إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ اگر مردى بميرد لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ كه نباشد مر او را فرزندى خواه مذكر و خواه مؤنث وَ لَهُ أُخْتٌ و مر او را باشد خواهرى از مادر و پدر يا از پدر تنها فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ پس مر آن خواهر راست نيمه آنچه گذاشتند از مال و حكم خواهر مادرى در اوايل سوره مذكور شد و بدانكه امرء مرفوع است بفعلى كه فعل ظاهر بعد از آن مفسر آنست و قوله ليس له ولد صفت امرء است و يا حال است از ضمير مستكن در آن و قوله و له احتمال دارد كه حال باشد و يا عطف باشد وَ هُوَ يَرِثُها و آن مرد مذكور ميراث مىگيرد از خواهر در صورتى كه امر بعكس باشد إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ اگر نباشد خواهر او را فرزندى فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ پس اگر باشند خواهران آن مرد دو تا فَلَهُمَا الثُّلُثانِ پس مر ايشان را دو ثلث است مِمَّا تَرَكَ از آنچه گذاشته است مرد وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً و اگر باشند وارثان او برادران و خواهران پدرى و مادرى يا پدرى تنها رِجالًا وَ نِساءً كه مردان و زنان باشند اصل كلام آنكه (و ان كانوا اخوة و اخواتا) ليكن تغليب مذكر شده و خلاصه معنى آنست كه اگر وارث برادران و خواهران باشند مجتمع با يكديگر فَلِلذَّكَرِ پس مذكر را باشد زميراث مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ مانند بهره دو مؤنث در كنز آورده كه معنى كلاله در آيه