تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٣ - سوره النساء(٤) آيات ١٧٠ تا ١٧٦
اى محمد (ص) تو مىگويى كه عيسى بنده خداى است و بندگى عيب باشد حضرت فرمود كه بندگى خدا عار نباشد و هيچ كس آن را عيب نشمرد موافق قول آن حضرت آيه آمد كه لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ استنكف بمعنى نكف است مأخوذ از نكفت الدمع اذا نحيته بإصبعك كيلا يرى عليك اثره يعنى هرگز ننگ و عار ندارد عيسى أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ از آنكه باشد بنده مر خداى را چه معبوديت او موجب شرف است كه مباهات كند بآن و استنكاف نيست مگر در عبوديت غير او و چون عبده ملائكه نيز ايشان را فرزندان ميدانستند اثبات بندگى ايشان نيز ميكند كه وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ و نه عار دارند فرشتگانى كه مقربان بارگاه ربوبيتاند كه بنده خدا باشند و يا عار ندارند ملائكه مقرب كه بندگان او باشند پس كلام يا در تقدير اين است كه (و لن يستنكف كل واحدة من الملائكة ان يكون عبد اللَّه) و يا در تقدير اينكه (و لا الملائكة المقربون ان يكون عبد اللَّه) فحينئذ عطف آن بر عيسى صحيح باشد و مستلزم اين نباشد كه (و لن يستنكف الملائكة المقربون ان يكون عبدا) كه موجب ارجاع ضمير مفرد است بجمع و در معالم گفته كه اينها حمله عرشند و در انوار گفته كه كروبيانند بر حوالى عرش و نيز در انوار گفته كه استدلال كردند به اين كلام كسانى كه باين دعوى فضل ملائكه ميكنند بر انبيا گفتند كه مساق كلام براى رد نصارى است در رفع مسيح از مقام عبوديت و اين مقتضى آنست كه درجه معطوف اعلا باشد از درجه معطوف عليه تا عدم استنكاف دليل باشد بر عدم استنكاف عيسى و جواب از اين آنست كه آيه براى رد است بر عبده مسيح و ملائكه پس اين استدلال متجه نباشد و اگر مسلم داريم اختصاص آيه بنصارى ميشايد كه مراد بعطف مبالغه باشد باعتبار تكثير نه تكبير كقولك (اصبح الامير لا يخالفه رئيس و لا مرءوس) و اگر مراد بآن تكبير باشد پس غايت آن تفضيل ملائكه مقربين است كه كروبيانند كه حول عرشند يا تفضيل ملائكه كه اعلى مرتبهاند از كروبيان بر مسيح و اين مستلزم فضل احد جنسين نيست بر ديگرى و نزاع در او نيست وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ و هر كه ننگ دارد عَنْ عِبادَتِهِ از پرستش خدا وَ يَسْتَكْبِرْ و سر كشى كند از آن فَسَيَحْشُرُهُمْ پس زود باشد كه خدا حشر كند ايشان را إِلَيْهِ بسوى خود بموضعى كه معد و مهيا ساخته براى مكافات و مجازات ايشان و آن روز قيامت است جَمِيعاً يعنى همه ايشان را يعنى جميع اهل كتاب را در آن روز جمع كند براى جزاى اعمال و بدانكه استكبار دون استنكاف است و لهذا آن را بر او معطوف ساخته و استنكاف را استعمال نميكنند مگر در جايى كه مستنكف را استحقاق آن نباشد بخلاف استكبار كه گاه است با استحقاق ميباشد پس در تفصيل مجازات عامه كه فحواى