تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٨ - سوره النساء(٤) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
چون روز قيامت شود حق تعالى على بن ابى طالب عليه السّلام را چندان قوت دهد كه قوت جبرئيل و چندان نور دهد كه نور آدم و چندان آواز دهد كه آواز داود و خطيب اهل بهشت باشد و بعد از آن ميفرمايد كه رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ منصوب است بر مدح يا باضمار (رسلنا) و يا بر حال و آن موطى ما بعد خود است كقولك (مررت بزيد رجلا صالحا) يعنى فرستاديم رسولان را در حالتى كه مژده دهندگان بودند مر اهل ايمان را و بيم كنندگان مر كافران و منافقان را لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ تا نباشد مردمان را عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بر خدا حجتى بَعْدَ الرُّسُلِ پس از فرستادن فرستادگان يعنى نگويند كه ما را پيغمبرى نبود كه بايمان دعوت كند و از شرك باز دارد و در اين تنبيه است بر آنكه بعث انبيا بمردمان ضرورى است بجهت قصور همت ايشان از ادراك جزئيات مصالح و قصور اكثر ايشان از ادراك كليات آن و لام متعلق است (بارسلنا) يا بقوله مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ و حجة اسم كان است و خبر آن لِلنَّاسِ و عَلَى اللَّهِ حال و يا خبر عَلَى اللَّهِ است و للناس حال و نميتواند بود كه متعلق بحجت باشد زيرا كه حجت مصدر است در ما قبل خود عمل نميتواند كرد و بعد ظرف حجت است يا صفت آن وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً و هست خدا غالب در آنچه خواست از فرستادن رسل حَكِيماً محكم كار در آنچه تدبير كرد از امر نبوت و رعايت حكمت در اختصاص هر پيغمبرى بنوعى از وحى و اعجاز آوردهاند كه از رؤساى يهود جمعى بمجلس حضرت درآمدند سيد انبيا (ص) فرمود كه بخدا كه شما ميدانيد كه من پيغمبر خدايم گفتند ما نميدانيم و هيچ گواهى در اين باب در نزد ما نيست آيه آمد كه ايشان گواهى نميدهند لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ و ليكن خدا گواهى ميدهد و تبيين و تقرير نبوت تو ميكند بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ بآنچه فرستاده است بتو كه قرآن است كه معجزيست روشن و دلالتى هويدا بر نبوت تو در انوار گفته كه قوله و لكن اللَّه استدراكست از مفهوم ما قبل آن پس گوئيا چون تعنت كردند بر آن حضرت بسؤال كتابى كه بر ايشان نازل سازد و حق تعالى احتجاج آورد بر ايشان بقوله إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ بعد از آن فرمود كه (انهم لا يشهدون و لكن اللَّه يشهد و انهم نكروه و لكن اللَّه يبينه و يقرره) و قوله أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ جمله مستأنفه است براى بيان حال قرآن و جار و مجرور در محل نصب است بر حاليه أي (متلبسا بعلمه الخاص) يعنى فرو فرستاد قرآن را در حالتى كه متلبس بود بعلمى كه خاص بود باو و آن علم او بود بتأليف آن بر نظمى كه هر بليغ را عاجز سازد از آوردن مثل آن و يا علم او بحال كسى كه مستعد نبوت است و مستأهل نزول قرآن بر او و يا بعلم آنكه مردمان در معاش و معاد خود بآن محتاجند