تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٢ - سوره النساء(٤) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
هيچ دانشى إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِ ليكن پيروى كردند گمان را يعنى بر طريق ظن و گمان چيزى ميگفتند نه بر سبيل علم و يقين در انوار گفته اين استثناى منقطع است اى (و لكنهم يتبعون الظن) و جايز است كه شك مفسر باشد به جهل و علم مفسر بود باعتقادى كه نفس بآن اطمينان و سكون پيدا كند خواه بر سبيل جزم يا ظن راجح پس استثنا متصل باشد وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً و نكشتند عيسى را كشتنى بيقين هم چنان كه دعوى ميكردند كه إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ و ميتواند بود كه نصب يقينا بر حاليت باشد اى متيقنين يعنى نكشتند او را در حالتى كه متيقن بوده باشند بر آنكه مقتول او است و گويند معنى آنست كه ما علموه علم اليقين يعنى بيقين او را ندانستند (من قولهم قتلت الشيء علما اذا تبالغ علمك فيه) يعنى در علم او مبالغه و جد و جهد نكردند تا حقيقت حال او بر ايشان ظاهر گردد و اول اصح و اشهر است و اليق بسياق آيه پس بجهت انكار قتل او و ثبات رفع او از كلام ايشان اضراب كرده ميگويد بَلْ نه چنانست كه او را كشته باشند بلكه رَفَعَهُ اللَّهُ خدا برداشته است او را بجانب خود يعنى بجايى كه كسى را حكم نباشد مگر خداى را و يا او را بمحل كرامت او رسانيد كه آن آسمان است و ارجاع ضمير بخود جهت غايت تعظيم است مر عيسى را و مزيت تفسير و تفصيل اين در آيه و رافعك كه در سوره آل عمرانست مذكور شد وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً و هست خدا غالب در آنچه خواهد از رفع عيسى و انتقام او از يهود حَكِيماً حكم كننده بلعنت يهود يا تدبير كننده بحكمت در مهم عيسى از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه فرمود در شب معراج عيسى را در آسمان چهارم ديدم بعد از آن او سبحانه خبر ميدهد باين كه هيچكس از يهود و ترسا نباشد مگر كه پيش از موت عيسى كه قريب بساعت قيامت باشد ايمان آرند و ميفرمايد كه وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ و نيست از اهل كتاب يكى إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ مگر آنكه البته ايمان آرد بعيسى عليه السّلام يعنى تصديق كند بآنكه او بنده و فرستاده خدايست قَبْلَ مَوْتِهِ پيش از موت او كه بعد از نزول او باشد از آسمان بزمين و گويند ضمير ثانى راجع باحد است يعنى هيچكس نباشد از اهل كتاب مگر او كه تصديق نبوة عيسى كند پيش از آنكه بميرد آن كس و اگر در وقت زهوق روح بود ايمان او را نفع ندهد جهت آنكه در حين ديدن علامات عذاب آخرت باشد كه زمان سقوط تكليف است و لهذا اين را ايمان يأس گويند و بنا بر اين كلام وعيد است مر ايشان را و تحريص بر معاجلة ايشان بايمان قبل از آنكه مضطر و ملجأ شوند