تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٠ - سوره النساء(٤) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
صَلَبُوهُ و بر دار نكردند او را وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ و ليكن مشتبه شد بر ايشان وقتى كه شبه عيسى عليه السّلام بر مهتر ايشان افتاد و اين قصه بر اين وجه بوده كه يهودا عيسى را كه رأس و رئيس يهود بود چون ديد كه دعاى او بر دشنام دهندگان مستجاب ميشود بترسيد از آنكه درباره ايشان دعاى بد كند پس يهودان را جمع كرد بر آنكه او را بكشند پس نزد عيسى مجتمع گشتند و آغاز مناظره كردند عيسى فرمود يا مشعر اليهود شما بيقين ميدانيد كه حقتعالى شما را دشمن دارد ايشان از اين سخن در غضب شده آهنگ او كردند وى از ايشان گريخته در خانه پنهان شد كه در سقف آن روزنه بود حقتعالى جبرئيل را فرستاد تا عيسى را از آن روزنه بآسمان برد و ذلك قوله وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ يهودا مردى را كه (طغيانوش) نام داشت گفت در اين خانه رو و عيسى را بكش از در خانه رفت كسى را نيافت در زواياى خانه مىجست و اطراف و جوانب آن را ملاحظه ميكرد كسى را نميديد چون بيرون آمدن او دير شد يهودا گمان برد كه عيسى با او در كارزار است پس بقصد اهانت او در خانه آمد حقتعالى شبه عيسى را بر او افكند طغيانوش را پنداشتند كه عيسى است وى را بگرفتند هر چند فرياد مىكرد كه من عيسى نيستم قبول نكردند پس او را بكشتند و بر درختى درآويختند و بعد از قتل او جمعى گفتند كه در اين خانه عيسى بود و صاحب ما اگر مقتول عيسى است پس صاحب ما كجا است و اگر صاحب ما است پس عيسى كو و گويند شبه عيسى بر روى طغيانوش بود نه بر همه اعضاى او پس از كشتن او چون روى او مشابه روى عيسى بود و باقى اعضاى او مشابه طغيانوش از اين جهت بر ايشان مشتبه شد وهب گفته كه عيسى با هفده مرد حوارى در جايى بود يهود چون گرد ايشان فرو گرفتند حقتعالى شبه عيسى بر همه افكند چون چنان ديدند متعجب شدند و فرو ماندند و گفتند ما را مسحور كردهايد اگر بگوئيد عيسى در ميان شما كدام است از دست ما خلاص شويد و اگر نه همه شما را بكشيم عيسى گفت كه كيست از شما كه جان خود را فداى من كند تا او را بجاى من بكشند يكى از آن ميان كه نام او سرخس بود بر خواست و گفت عيسى منم وى را بكشتند از اين جهت حال بر ايشان مشتبه شد و يقينا ندانستند كه آن كس عيسى بود يا از رفقاى او و اين قول از قتاده و سدى و مجاهد منقول است و محمد بن اسحاق گفته كه چون قصد عيسى كردند بگريخت و در جايى پنهان شد يكى از جمله حواريان منافق بود گفت مرا چه ميدهيد تا عيسى را بشما بنمايم گفتند سى درم آن مبلغ را بستد و ايشان را بآنجا آورد كه عيسى بود پس نزد آن خانه درآمد و گفت قوم آمدهاند تا ترا بكشند حقتعالى عيسى را بآسمان برد و شبه عيسى را بر آن حوارى منافق افكند او را بگرفتند و بكشتند و در مجمع آورده كه طبرى گفته كه قول وهب اقوى است زيرا كه اگر القاى شبيه بر يكى از آنها ميبود و عيسى را ميديدند كه بآسمان ميرود و مرتفع مى