تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٩ - سوره النساء(٤) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
كه آن رد قول ايشان است كه قلوبنا غلف پس از صله قول ايشان باشد كه معطوفست بر مجرور فحينئذ عمل بر جار آن نتواند كرد وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ عطف است بر نَقْضِهِمْ يعنى ديگر عقوبت و لعن ايشان بسبب كفر است بآنچه در كتاب ايشان است و يا بقرآن وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ و ديگر بسبب كشتن ايشان پيغمبران را بِغَيْرِ حَقٍ در حالتى كه آن قتل ملتبس است بغير حق يعنى ناحق و ناروا است وَ قَوْلِهِمْ و ديگر بسبب گفتار ايشان كه قُلُوبُنا غُلْفٌ دلهاى ما اوعيه علوم است يعنى از دانش پر شده و محتاج بعلم كس نيستيم يا قلوب ما در پوشش است و فهم آنچه محمد صلّى اللَّه عليه و آله مىگويد نميكند بَلْ نه چنان است كه ايشان مىگويند بلكه طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها مهر نهاده است خدا بر دلهاى ايشان بِكُفْرِهِمْ بجهت كفر و جحود و عناد ايشان يعنى بجهت آن دلهاى ايشان را از دانش محجوب ساخته و مدد توفيق كه فرع استرشاد بنده است نه فرع عناد و جحود با وجود ظهور آيات بينه از ايشان باز گرفته فَلا يُؤْمِنُونَ پس ايمان نمىآرند إِلَّا قَلِيلًا مگر عددى اندك از ايشان چون عبد اللَّه بن سلام و يا مگر ايمانى اندك كه معتد به و معتبر نيست بجهت نقصان آن و وجوه محتمله در معنى طبع و ختم در صدر سوره البقره مذكور شده وَ بِكُفْرِهِمْ و بسبب نگرويدن ايشان بعيسى اين عطف است بر كفرهم زيرا كه از اسباب طبع است و يا بر قوله فبما نقضهم و مىتواند بود كه مجموع اين و آنچه معطوف است بر آن معطوف باشد بر مجموع ما قبل آن و تكرير ذكر كفر بجهت ايذان است به تكرر كفر ايشان چه ايشان كافر شدند بموسى و بعد از آن بعيسى و بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله وَ قَوْلِهِمْ و ديگر بسبب گفتن ايشان عَلى مَرْيَمَ بر مريم بنت عمران مادر عيسى بُهْتاناً عَظِيماً بهتانى عظيم و دروغى بزرگ كه آن بهتان انتساب زنا بود باو وَ قَوْلِهِمْ و بسبب گفتن ايشان بزعم باطل إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ بدرستى كه ما كشتيم مسيح را كه عيسى بن مريم است رَسُولَ اللَّهِ فرستاده خداى اين وصف و مدح خدايست حضرت عيسى را بر سبيل استيناف نه قول يهود و احتمال دارد كه قول ايشان باشد بر طريق استهزاء و نظير اين است إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ و يا آنكه وضع ذكر حسن باشد در مكان ذكر قبيح كه از ايشان صادر شده باشد وَ ما قَتَلُوهُ و نكشتند او را وَ ما