تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٩ - سوره النساء(٤) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
حكم كند ميان شما كه مؤمنانيد و كافران يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز كه غير از او كسى را دعوى حكومت نباشد يعنى اگر در دنيا كفار را با مؤمنان دستى بوده باشد از قتل و قهر و نهب و اسر و غير آن از وجوه غلبه اما در آخرة ايشان را آن غلبه نباشد وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ و هرگز نگرداند خدا و ندهد لِلْكافِرِينَ مر كافران را عَلَى الْمُؤْمِنِينَ بر مؤمنان در روز قيامت سَبِيلًا حجتى كه بدان ايشان را ملزم سازند و يا در دنيا ندهد ايشان را بر مؤمنان دستى باين معنى كه در حجة بر ايشان غالب نتوانند شد اگر چه در قوة از ايشان بيش باشند و اصح آنست كه اين در روز قيامت باشد چه اين منقول است از امير المؤمنين عليه السّلام و ابن عباس و بنا بر آنكه در دنيا باشد جبائى گفته كه ميشايد كه مراد به غلبه در قوت باشد زيرا كه غلبه كفار از فعل حق تعالى نيست چه او حق سبحانه تعالى فاعل قبيح نيست به خلاف غلبه و قوة اهل ايمان كه بتأييد الهى است در كنز آورده كه فقها استدلال كردهاند اين آيه را بر چند مسئله اول آنكه بنده كافر چون مسلمان شود وى را اجبار كنند بربيع بمسلمانى و چون امتناع نمايد از بيع حام او را بفروشد و ثمن را باو تسليم كند دويم صحيح نيست بيع عبد مسلم بر كافر سيم صحيح نيست ايجاد عبد مسلم بكافر و ايجاد حر نفس خود را بكار بجهت خدمت صحيح نيست و اما اگر از براى خدمت نباشد فحينئذ يا آنست كه از براى مطلق عمل است و آن صحيحست زيرا كه در حكم دين است و يا امرى مخصوص و در اين دو قول است يكى منع بجهت آيه مذكوره و ديگرى جواز بجهة عدم استقرار سبيل و اين قوى است چهارم رهن عبد مسلم نزد كافر با قبض او جايز نيست و با عدم قبض او اصح جواز آن است پنجم جايز نيست وكالت كافر بر مسلم خواه آنكه موكل مسلم باشد يا كافر ششم صحيح نيست كه كافر وصى باشد بر صبى مسلم هفتم صحيح نيست اعاده عبد مسلم بكافر هشتم هر گاه ام ولد كافر مسلمان شود جايز است بيع آن بر اقواى وجهين نهم وصيت صحيح نيست بعبد مسلم براى كافر و همچنين صحيح نيست وقف عبد مسلم بر او و نه هبه او براى او حاصل كه هر چيزى كه مستلزم ادخال بنده مؤمن باشد در ملك كافر يا در سلطنت او بر او باطلست بحكم آيه مذكوره و بعد از آن از افعال قبيحه اهل نفاق خبر ميدهد بقوله إِنَّ الْمُنافِقِينَ بدرستى كه منافقان يُخادِعُونَ اللَّهَ مكر مىكنند با دوستان خدا در اظهار اسلام و اخفاى كفر وَ هُوَ خادِعُهُمْ و خدا جزا دهنده است ايشان را بر مكر و فريب ايشان و آن چنان باشد كه ايشان را روز قيامة نيز نورى دهند چنانچه مؤمنان را داده باشد و چون قدم بر صراط نهند نور مؤمنان باقى مانده و بنور خود از صراط بگذرند و نور منافقان