تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٨ - سوره النساء(٤) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
بوى رجعت نمود و نوبت او را در خانه عايشه ميبود و اين آيه در قصه وى نازل شد وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَ و حاضر گردانيده شدهاند نفسها ببخل يعنى شح را نزد آن حاضر گردانيدهاند بر وجهى كه منفك از آن نيست چه طبيعة انسانيه مقتضى شح است و لهذا هر يك از زوجين در مسامحت و مروت بخل ميورزند و نزد بعضى مراد بآن نفس زنانند كه بخيلى مينمايند بر ايثار نوبت خويش بر غير خود و اصح آنست كه مراد بآن مرد و زنست چه مرد شحيح است بانفاق و كسوه و قسمت و غير آن بزنى كه او را نخواهد و زن شحيح است بر آنكه حق خود را از نفقة و كسوه و قسمت و مانند آن بزن ديگر بخشد اين هر دو جمله فعليهاند و محلى از اعراب ندارند و لهذا ثانيه مجانس اولى نيست و غرض از ايراد اولى ترغيب است در مصالحه زوجين و از ثانيه تمهيد عذر در مماكسة يعنى اگر زوجين با يكديگر مماكسه و مضايقه كنند معذوراند پس بايد كه بعد از مصالحه حقد يكديگر را از خاطر خود قلع كنند كه آن از نتايج طبيعت است و خود را از آن باز داشتن در نهايت عسرت است وَ إِنْ تُحْسِنُوا و اگر نيكويى ورزيد در زندگانى اى مكلفان وَ تَتَّقُوا و بپرهيزيد از نشوز و اعراض و نقص حق و غير آن از امور منهيه فَإِنَّ اللَّهَ كانَ پس بدرستى كه خدا هست بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً بآنچه ميكنيد از احسان و خصومت دانا و بينا پس مجازى شما خواهد بود بر آن اقامت عالميت او باعمال ايشان در مقام اثابت ايشان بر آن اعمال كه بحسب حقيقت جواب شرط است از قبيل اقامه سبب است در مقام مسبب و در آيه دلالت است بر آنكه جايز است صلح واقع شود بترك قسمة و عوض صلح منفعت باشد و چون ذكر نشوز و صلح بين الزوجين فرمود در عقب آن بيان ميكند كه ايشان مكلف نيستند بر چيزى كه فوق استطاعة ايشان باشد بقوله وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا و هرگز نتوانيد اى كسانى كه زياده بر يك زن داريد أَنْ تَعْدِلُوا آنكه عدل ورزيد و راستى و سويه نگاه داريد بَيْنَ النِّساءِ ميان زنان براى آنكه عدل حقيقى آنست كه البته ميل واقع نشود و ميلان قلب نسبت بزوجات مساوى باشد و بهيچ وجه ميل طبيعة بيكى بيشتر از ديگرى نباشد و اين متعذر است وَ لَوْ حَرَصْتُمْ و اگر چه حريص باشيد بر ارتكاب عدل و آنچه غايت جد و جهد شما است در آن مرعى داريد كه در تحت مملوك و مقدور شما خارج خواهد بود و لهذا حضرت رسالت (ص) با آنكه در قسم در ميان ازواج ملاحظه عدل ميفرمود ميگفت اللهم هذا قسمتى فيما املك فلا تأخذني فيما تملك و لا املك يعنى بار خدايا اين قسمت من