تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٩ - سوره النساء(٤) آيات ١١٠ تا ١١٩
گوئيم از قول او سبحانه كه لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ و گويند چون زبان بمذمت آدم بگشود و با او دشمنى آغاز كرد طمع در اضلال اولاد او كرده اينكلام از سر ظن بر زبان راند و مؤيد اينست قوله تعالى وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ و در انوار گفته قوله و قال لأتخذن عطف است بر لعنه اللَّه اى (شيطانا مريدا جامعا بين لعنة اللَّه و هذا القول الدال على فرط عداوته للناس) و حق تعالى در اين آيه اولا برهانكرده بر آنكه شرك در غايت ضلالت است بر سبيل تعليل بآنكه آنچه مشركان آن را شريك خدا مىگردانند منفعلند و غير مختار و خداى بحق قادر مختار است و فاعل غير منفعل و بعد از آن استدلال نموده بر آن بآنكه عبادت اوثان عبادت شيطانست و عبادت شيطان اقطع ضلالست بسه وجه يكى آنكه او مريديست منهمك در ضلال كه مصدر هيچ فعل خير نميشود پس اطاعت او عين ضلال باشد و غوايت بعد از هدى دويم آنكه ملعونست بجهت ضلال پس طاعت او مستجلب ضلال و لعن باشد سيم آنكه در غايت عداوت و سعى است در اهلاك بندگان و موالات نمودن با كسى كه اينصفت داشته باشد غوايت ضلالتست چه جاى عبادت او و نيز از قول او حكايت ميكند بقوله وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ و هر آينه گمراه گردانم ايشان را از طريق حق بوسيله وساوس و غرور وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ و هر آينه در آرزو افكنم ايشان را و بيارايم در چشم ايشان امانى باطله را چون طول حياة و تأخير توبه و يا عدم بعث و نشر و عقاب و يا دخول بهشت يا ارتكاب ذنوب و غير آن وَ لَآمُرَنَّهُمْ و هر آينه بفرمايم ايشان را فَلَيُبَتِّكُنَ پس هر آينه بشكافند و بروايت مأثوره از ابى عبد اللَّه جعفر الصادق عليه السّلام ببرند از اصل (اذان الانعام) گوشهاى چهار پايان را بجهت حرام گردانيدن آنچه حق تعالى آن را حلال گردانيده و اين اشاره است بآنچه عرب بر آن بودند از (بحيره و صائبه و وصيله و حام) كه آن را نصيب اوثان ميدانستند و تفصيل و تبيين اين در اوايل سوره المائدة مذكور خواهد شد انشاء اللَّه وَ لَآمُرَنَّهُمْ و هر آينه بفرمايم ايشان را فَلَيُغَيِّرُنَ تا البته تغيير دهند خَلْقَ اللَّهِ آفريده خدا را بصورت يعنى نقص خلق آن كنند چون خصى كردن انسان و تيز ساختن دندان و يا بصفت چون لواطه و سحق و رقم كبود زدن بر روى و لب و دست و پاى مانند اينست عبادة شمس و قمر و استعمال قوى و جوارح در امور باطله كه نه سبب كمال نفس است و نه موجب قرب الهى و از باقر و صادق ع روايت است كه مراد آنست كه دين خداى را تغيير و تبديل دهند لقوله تعالى فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ الايهاى (دين اللَّه الذى خلق الناس عليه) و اينقول از ابن عباس و ابراهيم