تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٨ - سوره النساء(٤) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
شديد فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ پس بگذاريد نماز را بتعديل اركان و حفظ شرائط آن إِنَّ الصَّلاةَ بدرستى كه نماز كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ هست بر مؤمنان كِتاباً مَوْقُوتاً فرض موقت يعنى محدود باوقات كه اخراج آن از اوقات آن جايز نيست و اين دليل است بر آنكه نماز واجب الاداء است در حال مسايفة و اضطراب در معركه حرب و تعليل امر است باتيان بان كيف ما امكن و در كنز آورده كه مراد بقوله فاذكروا اللَّه الخ امر است بمداومت بر ذكر در جميع احوال هم چنان كه در حديث قدسى وارد شده كه حضرت عزت خطاب كرد با موسى على نبينا و عليه السّلام كه يا موسى اذكرنى فان ذكرى حسن على كل حال يعنى اى موسى ياد كن مرا در همه احوال كه ياد من بر هر حالى كه باشد نيكو است و يا مراد تعقيب است بادعيه بعد از صلاة هم چنان كه اصحاب ما روايت كردهاند و گويند كلام محتاجست باضمار اى (فاذا اردتم الإتيان بالصلاة فاتوا بها على حسب احوالكم فى الإتيان) يعنى چون خواهيد كه بنماز گذاردن مشغول شويد پس اتيان نمائيد بآن بر هر نحوى كه مقدور شما باشد از ضعف خوف و شدت آن قياما خواه مسايفه و مقارعه باشد و قعودا و خواه در حين مرامات وَ عَلى جُنُوبِكُمْ و خواه در حينى كه مجروح شده بر پهلو افتاده باشيد و وجه اين قول آنست كه كلام در معرض ذكر صلاة خوف است پس مناسب آنست كه باين معنى حمل كرده شود و قوله و اذا اطمأنتم به اين معنى است كه چون ايمن شويد از خوف و يا اقامه نمائيد در شهرهاى خود پس اقامه نماز كنيد بر وجه كمال در كمية و كيفيت يعنى اتمام نماز كنيد نه هم چنان كه در حال شدت خوف و باز عود كلام ميكند بحث بندگان بر جهاد و ميفرمايد كه وَ لا تَهِنُوا و سستى مكنيد و ضعف مورزيد فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ در طلب كافران و كارزار با ايشان و گويند كه نزول اين آيه در وقت توجه ببدر صغرى بود بجهت مواعد ابو سفيان در روز احد و عكرمه روايت كرده كه در غزوه حمر الاسد نازل شد كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله بعد از جنگ احد ميخواست كه در عقب ابو سفيان رود و صحابه از جراحات متألم بودند حقتعالى فرمود كه سستى مكنيد در طلب كفار إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ اگر هستيد شما كه دردمند شدهايد از جراحتها فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ پس بدرستى كه كافران نيز دردمندند و زخم خورده كَما تَأْلَمُونَ هم چنان كه شما دردمنديد وَ تَرْجُونَ و شما با وجود الم اميد ميداريد مِنَ اللَّهِ از خدا ما لا يَرْجُونَ آنچه ايشان اميد ندارند از ثواب آخرت و نصرت در دنيا اين الزام ايشانست در ثبات قدم در معركه جهاد و تقريع بر توانى ايشان در آن بآنكه ضرر قتال داير است