روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات - الموسوي الخوانساري، محمد باقر - الصفحة ١٣٣ - ٦٣١ العالم العريف و العاثم العتريف ابو احمد الشريف محمد بن عبد النبى بن عبد الصانع المحدث النيسابورى المعروف بميرزا محمد الاخبارى
خفاى إمام صورت نمىبندد، چه در عقليّات مبرهن است كه اگر مصلحت وقت مقتضى استتار حجّت شود لا محاله بايد باب او براى اصلاح امور خلّص و دفع شبهه در ميان امّت باشد، و اين اثنى عشريّه در ملائكه كه نور أنيانند در اجنحه اسرافيل و در جنّيان كه ناريانند در دوازده اوتاد است كه بر همان مدار أدوار را بر وجود ايشان بر قرار ميدانند، و برخى أز أحوال دوازده اوتاد و منتظر بودن دوازدهم در آئين أكبرى مذكور است، و برهان تطبيق اسد و اتقن براهين است.
نوع سيّم طريق خلّص كه أرباب شهود و أصحاب تعريفند و مصداق و علّمناه من لدنّا علما از آنجمله شيخ محيى الدّين طائى أندلسي در باب سيصد و شصت و ششم «فتوحات» تصريح بوجود اسم و نسب حضرت امام ثانى عشر نموده است، و در موضع ديگر نيز در تطبيق سماويّات آفاق با أرضيّات أنفس تصريح بدوازده إمام عليهم السّلام نموده، و در كتاب «مفتاح الغيب» مشافهة از آنحضرت روايت نموده؛ و معنعن از آنحضرت از پدر بزرگوارش إمام حسن عسكرىّ أز پدرش امام علىّ النّقى، و هكذا تا جناب رسالت مآب صلوات اللّه عليهم أجمعين و عبارات ايشان را در كتاب «ميزان التّمييز فى العلم العزيز» بيان نمودهام، و سيّد حيدر آملىّ در كتاب «جامع الأسرار و منبع الانوار» اتّفاق أرباب شهود را بر وجود آنحضرت بيان نموده، و قدح كشف شيخ علاء الدّولة سمنانّى در كتاب «عروة» كه بموت آنحضرت در مدينه مشرّفه قائل شده نموده، و در حقيقت امّت محمّديّه منقسماند بقائلين بحيات صاحب الزّمان (ع) و غيبت او از اغيار تا مدّت مصلحت در إستتار و آنها را إماميّه بمعنى اعمّ ميگويند. سبائيّة از غلاة اماميّه حضرت امير المؤمنين عليه السلام را، و مخمسّه حضرت امام حسين عليه السّلام را، و كيسانيّه محمّد بن الحنفيّه را، و ناوسيّه جعفر بن محمّد عليه السّلام را، و محمّديّه محمّد بن علىّ الهادى را، و اماميّه اثنا عشريّة ابن الحسن العسكرىّ عليهما السلام را غائب و مستتر و حجّت منتظر ميدانند، و باين معنى قائلند محقّقين از اهل شريعت و عرفاء از اهل حقيقت، نهايت أهل شريعت غيبت را عامّ دانند، و أهل حقيقت غيبت