روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات - الموسوي الخوانساري، محمد باقر - الصفحة ٣٠٧ - ٥٢٢ الفاضل الغطريف و المتبحر العريف شريف الدين على بن محمد بن على الحسينى الحنفى الجرجانى الاسترابادى
خواص فهم ميكنند، و بآن منتفع ميشوند؛ و بيشتر عوام آنرا منكر ميباشند، پس سخنان طريقت در لباس شريعت أدا بايد كرد تا همه كس از آنجا حظّ خود بردارند، و هيچكس را از آنجا مضرّتى نباشد، و قال ايضا فى اثناء تلك الرسالة فى بيان كيفيّة الثّواب و العقاب: أمّا ثواب و عقاب روحانى كه پيش صوفيّه و حكما ثابت است، ايشان گفتهاند كه ثواب لذّتى و بهجتى و شادي و راحتى است مر روح را، و عقاب ألمى و محنتى و غمى و حسرتى است مر او را، و هرگاه روح آدمى در زمان تعلق ببدن مبدء و معاد خود را بآن قدر كه در استعداد اوست شناخت، و باعمال پسنديده و أخلاق رضيّه حاصل كرد؛ و از كدورات صفات بشريّت دور گشت، آن روح بكمال علمى و عملى آراسته شده، و از نقصانات خلاصى يافته، پس چون تعلّق وى از بدن منقطع شود و روح بذات خود پردازد خود را متّصف بكمالات يابد، و آن علم اليقينى كه بمبدء و معاد در زمان حيات تعلّق داشت بعين اليقين مبدل شود، و حضرت مبدء حقيقى كه نور الأنوار است با سائر مجرّدات نورانى كه فرشتگان مقرّبند أو مشاهده كند، او را سرور و بهجتى حاصل شود كه در وصف نگنجد، و سرّ ما لا عين رأت و لا اذن سمعت محصول پيوندد، ثمّ إلى أن قال و هذه الرباعيّة من نتايج أفكاره:
بيخوابى شب جان مرا گرچه بكاست |
در خواب شدن ز روى انصاف خطاست |
|
ترسم كه خيالش قدمى رنجه كند |
عذر قدمش بسالها نتوان خواست |
|