کلمه عليا در توقيفيت اسماء

کلمه عليا در توقيفيت اسماء - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٨

وحدت و برخى به حق و برخى به وجود و ديگران به اسامى ديگر هر يك به لحاظى و همه معترف به عجز و قصور . و اكنون موضوع حكمت و عرفان به تعبير حق يا وجود دور مى زند به تفصيلى كه در سائر مصنفات خود آورده ايم , و لكن دانسته شده است كه الفاظ مطلقا و بدون هيچ استثناء از اين نشاه برخاسته اند و هيچ لفظى نمى تواند بيانگر جلال و جمال او به نحو كمال باشد , و در تعبير از آن حقيقت به هيچ عبارتى راست نيايد . و همه الفاظ حكايت از اين نشاه مى كنند , جز اين كه ما آنها را روازن و امارات و علاماتى براى فوق طبيعت به خصوص حق سبحانه و طبقات او قرار مى دهيم , پس به هيچ وجه اسم مطابق مسمى نمى تواند بوده باشد .

٥ و آن كه گفته است( : الا آنست كه ادب نيست كه هر نامى اجازت از آن حضرت صادر نشده) . . . معنى اجازت در باب اول دانسته شده است كه مرادشان از اذن شرعى اين است كه ما بايد فقط همان اسمائى را كه در كتاب و سنت بر خداوند سبحان اطلاق شده است اطلاق كنيم , نه اين كه امر و نهى در شرع وارد شده است كه اين اسماء را اطلاق كن و جز آنها را نبايد بر وى اطلاق كنى .

راقم گويد كه مراعات ادب مع الله اين است كه اسماى حسنى را بر وى اطلاق كنيم . و حال كه چنين است چه بهتر كه تا مى توانيم آن اسمائى را بكار بريم كه در كتاب و سنت وارد شده اند . اين يك دستور استحسانى و ادب اخلاقى است . حال اگر اسمائى جز آنها را كه مقرون با ادب مع الله اند بر وى اطلاق كنيم , آيا در اين اطلاق منع شرعى داريم , كه اگر اسمائى بغير از آنچه در كتاب و سنت آمده اند بر حق تعالى اطلاق كنيم خلاف دين اسلام را مرتكب شده ايم ؟ حقا چنين ادعائى محض افتراء به شرع انور است , و خواجه طوسى و ديگر اعاظم علم و دين هيچ يك چنين ادعائى نكرده است .

٦ و آن كه گفته است( : از آن كه ممكن بود كه بر وجهى ديگر لايق و مناسب نيفتد) كدام اسمى ملفوظى است كه مشمول اين حكم نيست ؟ همه اسماء ملفوظى بدون استثناء بدان جهت كه از اين نشاه برخاستند و رنگ و بوى عالم ماده را دارند مناسب با ذات ذوالجلال نيستند حتى اسمائى كه با اجازت از آن حضرت صادر شده است اعنى