کلمه عليا در توقيفيت اسماء - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٣
باب ٦
اين باب شريف كه از غرر فصول اين رساله و قلب آن است , در توقيفيت اسماء الهى به معنائى است كه عارفان متاله و حكيمان راسخ در حكمت متعاليه بدان متفردند . و بعبارت روشنتر اين فصل در توقيفيت اسماء عينى است نه لفظى .
سلسله جليله عارفان را در توقيفيت اسماء الهى سخن فراتر از آنچه كه در كتب كلامى رائج است مى باشد , و فهم آن مبتنى بر فرق بين اسم و صفت است كه به مبناى اصيل و قويم خود دارند , و اين اسم است كه بتعبير قيصرى در شرح فص داودى فصوص الحكم( : بين الاسم و المسمى عند اهل الحقيقة مناسبة جامعة) . ( ص ٣٦٩ ط ١ چاپ سنگى ) . در بيان آن گوييم :
ذات يكتاى عين واقع و متن اعيان اعنى وجود صمدى جلت عظمته را , همواره شئون تجليات و نسب و اضافات اشراقيه است كه از آنها تعبير به مظاهر و اسماى الهى مى شود . پس بدان كه محض وجود صمدى بحث به حيثى كه از ممازجت غير و از مخالطت سوى مبرى باشد از آن به غيب هويت و لا تعين و مقام احديت تعبير مى كنند , و حضرت اطلاق ذاتى نيز گويند كه مجال هيچ وجه اعتبارات حتى همين اعتبار عدم اعتبار نيز در آن نيست , و مشوب به هيچ گونه لواحق اعتبارى نمى باشد , و اصلا تركيب و كثرت در آن راه ندارد , و اين مقام لا اسم و لا رسم است , زيرا كه اسم ذات ماخوذ به صفتى و نعتى است . يعنى متن ذات و عين آن به اعتبار معنايى از معانى خواه آن معانى وجوديه باشند و خواه عدميه اخذ شود . و آن معنى را صفت و نعت مى گويند . مانند رحمن و رحيم و راحم و عليم و عالم و قاهره كه عين ذات ماخوذ به صفت رحمت و علم و قهر است .
و به عبارت ديگر ذات با اعتبار تجلى اى از تجلياتش اسم است , پس اگر ذات يعنى حقيقت وجود صمدى با صفت معينى از صفات كماليه اش اخذ شود اسم ذاتى