کلمه عليا در توقيفيت اسماء - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٤
شير او نوشد كه در نشو و نماست *** چارق او پوشد كه او محتاج پاست
گر تو مردى را بخوانى فاطمه *** گر چه يك جنسند مرد و زن همه
قصد خون تو كند تا ممكن است *** گر چه خوش خوى و حليم و ساكن است
فاطمه مدح است در حق زنان *** مرد را گويى بود زخم سنان
دست و پا در حق ما استايش است *** در حق پاكى حق آلايش است
لم يلد لم يولد او را لايق است *** والد و مولود را او خالق است
هر چه جسم آمد ولادت وصف اوست *** هر چه مولود است او زين سوى جو است
زانكه از كون و فساد است و مهين *** حادثست و محدثى خواهد چنين
متكلمان در توقيفيت اسماء لفظى دليل نقلى ندارند , و نيز دليل عقلى كه برهان بر توقيفيت اسماء باشد در كتب كلاميه ديده نشده است , و تنها دليلى كه اقامه كرده اند گفتار قاضى عضدايجى در مواقف است كه مذكور شد , و چنان كه گفته ايم آن خود دليلى استحسانى و خطابى و اقناعى است , نه برهانى . و ظاهر بعضى از روايات كه موهم توقيفيت است در فصول آينده گفته آيد .
خواجه طوسى در تجريد الاعتقاد بحثى از توقيفيت اسماء , بلكه اشارتى بدان نفرموده است .
صدوق ابن بابويه در رساله اعتقادات سخنى از توقيفيت اسماء به ميان نياورده است , و تفوه بدان نكرده است .
و همچنين شهيد اول محمد مكى در رساله اعتقاداتش اصلا متعرض به توقيفيت اسماء نشده است .
و نيز شيخ بهائى در رساله اعتقاداتش از توقيفيت اسماء چيزى نگفته است .
خواجه از مفاخر عالم علم , و از اعاظم علماى اسلام است . آن جناب را به محقق و نصير الدين و استاد بشر و عقل حادى عشر ستوده اند , و تجريدش به كتب كلامى وجه و اعتبار داده است و آن را در اعتقادات اماميه تصنيف فرموده است .
ابن بابويه از رؤساى محدثين اماميه ملقب به صدوق صاحب من لا يحضره الفقيه است كه يكى از جوامع روائى اماميه و از كتب اربعه آنان است , و رساله ياد شده