کلمه عليا در توقيفيت اسماء - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥
در تفاسير و كتب اسلامى و صحف ديگر گسترش يافت كه گفته اند در اطلاق اسم بر بارى تعالى اذن شرعى مى بايد و از اين معنى به اصطلاحى خاص تعبير كرده اند كه اسماء الله توقيفى است ؟ . وانگهى مرادشان از اذن شرعى چيست ؟
اين يكى به استحسان عقلى چنين گفت و آن ديگرى به اقتضاى ادب مع الله چنان , مطلبى است , و توقيفيت اسماء به اذن شارع مطلبى ديگر .
علاوه اين كه در همان وجه اول تسميه كه نه از شرع در آن منعى رسيده است , و نه عالمى را در آن اعتراضى , هر نامى به هر زبانى دلالت بر يكى از افعال و اوصاف الهى دارد , و از مصدرى مشتق است , و صيغه هاى متشابه به همان نام از همان مصدر دارد , مانند همين كلمه( آفريدگار) و( خدا) كه مخفف( خود آ) است يعنى واجب الوجود بذاته , و واژه( ديو) در فرانسه كه در واقع به معنى توانا است . و همچنين نامهاى ديگر كه هر گروهى به زبان خود خداوند عالم را بدان مى خوانند , در مقام خطاب و نداء هم بگويند : اى آفريدگار من , و اى خداى من , وO mon Dieu و نظائر آنها .
بدان كه كسانى كه در اسماء لفظى قائل به توقيفيت شده اند , و توقيفيت را معنى كرده اند كه بايد در اطلاق آنها بر خداوند سبحان اذن شرعى رسيده باشد , مرادشان از اذن شرعى اين است كه ما بايد فقط همان اسمائى را كه در كتاب و سنت بر خداوند سبحان اطلاق شده است اطلاق كنيم , نه اين كه آيتى يا روايتى امر و نهى فرموده باشد كه فقط بايد اين اسماء بر حق تعالى اطلاق شود نه غير آنها , بلكه از ظاهر بعضى آيات و روايات عدم توقيفيت مستفاد است چنان كه گفته آيد , فتبصر .
شگفت اين كه در ديده نشده است كه كسى تا كنون كتابى يا رساله اى به استقلال در توقيفيت اسماء الله نوشته باشد , و كسانى كه بدان نظر داشتند در اثناى كتب و رسائل از آن سخن به ميان آوردند , و اين نخستين رساله است كه به استقلال در موضوع ياد شده به رشته نوشته درآمده است , و الله سبحانه اعلم .
آرى باب ٥٥٨ فتوحات مكيه شيخ اكبر محيى الدين محمد بن على حاتمى طائى معروف به ابن عربى بدين عنوان است( : الباب الثامن و الخمسون و خمسمائة فى معرفة الاسماء الحسنى التى لرب العزة , و ما يجوز ان يطلق منها لفظا و ما لا يجوز)