دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٢٣ - كهكشان
ان كنت يا رب الجمال حرا *** فارفع اذا ما لم تجد مجرا
يقول : اذا لم تجد للابل مرتعا فارفع فى سيرها . ولى در اين صورت بايد گفت و هو الخيل التى تجر على الأرض , وانگهى اين عبارت را تعريف مجر قرار دادن نادرست است , چنانكه در صورت اسم آلت بودن هم معنى مناسب ندارد كه گفته شود مجر ريسمانى است كه آنرا بر زمين كشند . جز اين كه مؤلف غياث اللغة گويد : و اين را كهكشان از آن گويند كه مشابه بدانست كه كسى كاه را در رسن بسته بر زمين ريگ آلود كشد و خطها از آن بر زمين پديد آيند . انتهى . بنابراين بايد مراد از حبل و رسن همان تور كاه باشد كه معنى عبارت درست مى شود فتدبر .
و نسخه كأبرد المجر , كأن ابرد را جمع براده گرفته است , يعنى كاه ريزه كه از تور در راه فرو ريزد .
عبارت زبيدى در تاج العروس در نقل قول جوهرى در تعريف مجره چنانست كه از ابن منظور در لسان العرب نقل كرده ايم , و وجه آن چه مجره و چه مجر ظاهر است و كلفتى ندارد . و مراد از نسران دو صورت نسر طائر و نسر واقع است . مجره را به اسامى گوناگون نام برده اند چون : كاهكشان و كهكشان , خط شيرى و راه شيرى , دائرة لبنية , راه حاجيان , راه مكه , راه قبله , راه آسمان , آسمان دره , ام النجوم , ام السماء , شرج , باب السماء .
اما آن كه بيرجندى از رسطاليس و ديگرى در پيدايش كهكشان نقل كرده است , آراى پيشينيانرا فلوطرخس در اول مقاله سوم از آراى طبيعيه در مجره حكايت كرده است و ما آنرا از ترجمه قسطابن لوقا از طبع بيروت صفحه ١٤٢ و ١٤٣ نقل مى كنيم :
في المجرة :
١ - المجرة هى فلك ذوسحاب يرى في الجو أبدا دائما , و يسمى من قبل بياض لونه لبنيا . ٢ و البوثاغوريون : منهم من قال انه من اختراق كوكب سقط من الموضع الذى كان فى زمن فياثن . ٣ و منهم من قال : مسير الشمس كان اولا عليه . ٤ و قوم قالوا إنه يخيل لقوم مقام تخييلات المرايا تعكس الشمس شعاعاتها اليه , مثل الذى يعرض فى