پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٥٨ -           چهره و دو دست (( وجه و كفين ))

داشته باشد , دليل بر وجوب پوشيدن وجه و كفين نمى شود .

به علاوه چنين سيره در زمان پيغمبر و صحابه و در زمان ائمه اطهار وجود نداشته است آنچه از زواياى تاريخ به دست مى آيد اينست كه سيره مسلمين در قرون اوليه اسلام با سيره آنها در قرون بعدى , مخصوصا پس از اختلاط ملت عرب با ملتهاى ديگر و بالاخص پس از تاثر از رسوم و عادات امپراطورى روم شرقى از يك طرف و رسوم ايرانى از طرف ديگر بسيار متفاوت بوده است , تا آنجا كه براى بسيارى از مورخان غربى كه از متون اسلامى اطلاع صحيحى ندارند , اين توهم پيش آمده كه اساسا اسلام دستورى درباره پوشش نداده است و همه اينها از خارج دنياى اسلام به ميان مسلمين سرايت كرده است و ما در بخش اول اين كتاب سخنانشان را نقل كرديم و البته همانطور كه قبلا تذكر داديم اين سخن , ياوه اى بيش نيست اسلام دستورهاى اكيد درباره پوشش دارد و فلسفه خاصى را هم در نظر گرفته است .

در اينجا تجزم شده و اسناد داده شده است حجاب وجه و كفين به ملل غير اسلام , در حالى كه مؤلف در اينجا مدارك تاريخى ارائه نكرده است البته احتمال آنچه ذكر كرده است بعيد نيست ولى اقرب از اين احتمال , احتمال اين است كه همان اصل عفاف اسلامى و افضليت ستر وجه و كفين كه شهيد ذكر فرموده است و اصل غيرت اسلامى باعث بر اين امر بوده است خلاصه آنكه مؤلف به خاطر تاييد مقصد خود احتمال غلبه عادات غير اسلامى بر اسلام را ترجيح داده است در حالى كه بهتر بود فعل مسلمين را بر صحت حمل مى كرد .

عليهذا ما بايد مسلمين را از پيغمبر افضل بشماريم و غيورتر دليل بر عادت بودن و نه اجراء سنت , اين است كه در عصرهاى بعد , از