پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٥٤ -           چهره و دو دست (( وجه و كفين ))

جيوبهن )) اينست كه با روسريها بر روى سينه و گريبان حائلى قرار دهيد پس وقتى در مقام تحديد و بيان حدود پوشش است و مى فرمايد با روسريها بر روى گريبانها و سينه ها حائلى قرار دهيد و نمى گويد بر روى چهره حائلى قرار دهيد , معلوم مى شود حائل قرار دادن بر روى چهره واجب و لازم نيست .

اين مطلب كه آيه در مقام تحديد است محل تامل است قدر مسلم اين است كه نوعى از تكشف معمول را نهى فرموده است و آن باز بودن گوش و گردن و جلوى سينه بوده است و اما اينكه واقعا در مقام ذكر حدود جميع (( ما يجب ستره )) است محل تامل است , و به عبارت ديگر مى گوييم محتمل است كه اين آيه نظير آيه (( لا تقربوا الصلوه و انتم سكارى )) باشد كه در آن , مرتبه اى از تحريم خمر بيان شده است و كسى نمى تواند بگويد از اين آيه فهميده مى شود كه خمر در غير صورتى كه براى نماز موجب مستى مى شود اشكالى ندارد , زيرا كه آيه در مقام تحديد است مسئله تدريج در بيان احكام در قرآن مطلبى است كه مؤلف , خود به آن اعتراف دارد از كجا كه آيه جلباب مكمل حكم حجاب نباشد . ( در تاريخ نزول آيه نور و آيه جلباب مطالعه شود ) .

اولا آنچنانكه به خاطر دارم و هنگام تاليف , تحقيق كردم آيه جلباب قبل از آيه نور آمده است , ثانيا اگر اين آيه در مقام تحديد نيست چه مقامى مقام تحديد است ؟ آيه (( لا تقربوا الصلوه و انتم سكارى )) به طور قطع مفهوم دارد و اكثر مسلمين از اين مفهوم استفاده مى كردند آيات بعد در حكم ناسخ مفهوم اين آيه است , و به هر حال مقايسه آيات حجاب به آيات خمر بى مورد و تكلف بيجاست .

صفحه ١٩٤

در روايت ديگر در مورد خواجگان ( كه ممكن است مملوك هم نباشند ) سؤال شده است :