پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٥١ -           چهره و دو دست (( وجه و كفين ))

زنان را با تعبير فارسى[ معادل اين تعبير] براى مستمعين فارسى زبان خود ياد كنيد ؟ آيا اگر اين جمله به دست معاندان فارسى زبان بيفتد و در مجله ها راه يابد چه آبرويى براى پيغمبر باقى مى ماند ؟ ! در قرآن كلمه (( فرج )) به معنى اعم از آلت تناسلى مرد و زن آمده كه قهرا مرادف با كلمه آلت تناسلى يا كلمه عورت است , مثل : و الذين هم لفروجهم حافظون و يا : يحفظن فروجهن . خامسا آيا ايراد بر عايشه اين بوده كه چرا شتر يا قاطر سوار شده است و اگر سوار يك الاغ پالان دار شده بود شما اشكال نمى كرديد ؟ سادسا آيا هيچ فقيهى به حكم اين حديث و تطبيق آن با عصر ما حاضر است حكم كند كه چون دوره آخر الزمان است و به حكم حديث منسوب به سلمان , در اين زمان اؤتمن الخائن و يخون الامين است , پس فى المثل آقاى خوانسارى كه مورد اعتماد مردم است و امين شناخته مى شود حتما خائن است , و يا چون در اين حديث آمده است : اقوام يتفقهون لغير دين الله ... يظهر قراؤهم و عبادهم التلاوم , پس فقهاء و همه قراء و عباد فاسقند سابعا چرا خود علامه طباطبائى به موجب اين حديث از استنباطشان از آيات سوره نور و سوره احزاب كه عين استنباط ما است عدول نفرمودند ؟

حقيقت اين است كه وارد كردن اين گونه استفاده ها در فقه نامى جز افساد فقه ندارد . در اين روايت آمده : و عندها تشارك المراه زوجها فى التجاره . آيا احدى تا كنون به حكم اين حديث فتوا به حرمت شركت زن به شوهر در تجارت داده است ؟ لحن اين روايت لحن كراهت نيست , لحن حرمت است .

اما روايت حمران , گذشته از اينكه سندا ضعيف است به ابراهيم بن هاشم و شايد محمد بن حمزه نيز , اولا قرائن زيادى هست كه ناظر به اوضاع و احوال دوره بنى العباس است و بنابراين بر خلاف نظر آقاى طباطبائى حاوى يك جنبه اخبار غيبى كه مؤيد صحت مضمونش باشد نيست , از قبيل : و رايت التانيث فى ولد العباس , و رايت الدين بالراى , و رايت السكران يصلى بالناس ... بشتمنا اهل البيت ... و تكيه زياد به اكتفاء رجال به رجال كه از مشخصات عصر عباسى است , و ثانيا چيزهايى است كه واقع نشده