پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٤٩ -           چهره و دو دست (( وجه و كفين ))

شود معرفى كرده است و وارد نشدن زن را در اجتماع به عنوان محبوس بودن زن معرفى مى كند و قدح مى كند تناقض گويى مؤلف در اينجا نمايان است , و در اينجا تحت تاثير تبليغات سوء مخالفين حجاب واقع بوده است عصمنا الله من الزلل .

شما هميشه ميان محبوس نبودن و در اجتماعات غير مختلط شركت كردن همانطور كه در مساجد خود شما هست از يك طرف , و اجتماع مختلط اشتباه مى كنيد خدا را شكر كنيد كه شما را از زلل حفظ كرده و ترحمى كنيد به حال زالين و ضالين .

١ - آيا براى زن , رانندگى جايز است ؟

مى دانيم كه مساله رانندگى بخصوص , حكمى ندارد , بايد ديد آيا زن مى تواند وظائف ديگر خود را در حين رانندگى اجراء كند يا نه ؟ اگر پوشش وجه و كفين واجب باشد بايد گفت زن نمى تواند رانندگى كند .

در اين مورد بخصوص , نصوصى هم هست , از جمله در روايات (( اشراط الساعه ) )) كه فسادهاى آخر الزمان ذكر شده است فرموده اند : و يركبن ذوات الفروج السروج ص ٤٣٤ ج ٥ الميزان ( جملات قبل و بعدش نيز مطالعه شود : و عندها يكتفى الرجال بالرجال و النساء بالنساء و يغار على الغلمان كما يغار على الجاريه فى بيت اهلها و تشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال و يركبن ذوات الفروج السروج فعليهن من امتى لعنه الله ) و در روايات جمل آمده است كه مسلمين عايشه را تعبير كردند بر شتر سوارى و اسب سوارى ( به روش مردان ) و از همين باب است شعر معروف ((

تجملت تبغلت و ان عشت تفيلت