پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٤٧ -           چهره و دو دست (( وجه و كفين ))

صورت بگيرد . بنابراين زن مى تواند هر نوع كار از كارهاى اجتماعى را عهده دار شود .

رعايت اين فلسفه وقتى امكان دارد كه زن محصور در خانه باشد والا هر چه پاى زن به اجتماع بيشتر باز شود زمينه براى تمتعات عمومى و زنا فراهم تر مى گردد به علاوه مؤلف مى داند كه طبقه اى كه به حجاب ايراد مى گيرند هدف نهايى آنها آزادى تمتعات جنسى است و آنها هرگز راضى نيستند كه زن بدون آرايش و پوشيده وارد اجتماع شود دليل اين مطلب اين است كه هيچگاه طبقه عفيف و متدين مردم به حجاب ايراد نمى گيرند , هميشه ايراد گيريها از ناحيه مردم نانجيب يا فريب خورده هاى آنان است دكتر در مطبش يك مينى ژوپ پوش درجه يك را به عنوان سكرتر استخدام مى كند و در جلسات آقاى مطهرى شركت مى كند و منافقانه اظهار مى كند كه به اسلام پايبند است و آقاى مطهرى هم فريب او و امثال او را مى خورد .

ما فعلا در اين مقام نيستيم كه آيا زن در درجه اول بايد به وظائف خانوادگى عمل كند يا خير ؟ شك نيست كه ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن , مادرى و خانه سالارى است .

اگر شما طرفدار اين رويه بوديد حجاب وجه و كفين را محبوسيت زن نمى دانستيد , زيرا منظور از محبوسيت همين مادرى و خانه سالارى است .

مفهوم اين تعبير كه با (( اگر )) و فعل ماضى بيان شده اين است كه نيستيد و نفاق مى كنيد در پايين صفحه هم نوشته ايد دكتر (( كه شما را معالجه كرده است )) منافق است آرى اين است پاداش كسى كه بيش از ده سال صميمانه به فكر و روح شما خدمت كرده است [١] و آن است پاداش كسى ديگر كه به تن شما ( و ظاهرا بدون


[ - ١ لازم به ذكر است كه تعليقه نويس محترم , مدتى نزد استاد شهيد تحصيل نموده است] .