پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٢٠ -           تاريخچه حجاب
صفحه ٦٩
عللى كه قبلا ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده مخالفان پوشيدگى زن قرار گرفته است به عقيده ما يك علت اساسى در كار است كه مورد غفلت واقع شده است به عقيده ما ريشه اجتماعى پديد آمدن حريم و حائل ميان زن و مرد را در ميل به رياضت , يا ميل مرد به استثمار زن , يا حسادت مرد , يا عدم امنيت اجتماعى , يا عادت زنانگى نبايد جستجو كرد و لااقل بايد كمتر در اينها جستجو كرد ريشه اين پديده را در يك تدبير ماهرانه غريزى خود زن بايد جستجو كرد .
مؤلف , اين علت را اساسى ناميده است و با پذيرفتن اين علت , گويى قبول كرده است كه حجاب ساخته دست زن است به خاطر محفوظ نگهداشتن مقام خود , و اين نقض غرض مؤلف است كه مى خواهد براى حجاب ريشه الهى بيان كند نه ريشه سست بشرى آنگاه در اين بخش به كلمات راسل , ويل دورانت و ساير مزخرف گوها استناد شده است , و در رد اين ريشه مى توان گفت زن كه مى خواهد ارزش خود را بالا ببرد خود را نشان مى دهد آنگاه مى گريزد نه آنكه خود را از اول نشان ندهد , و حجاب به اين معنى اخير است به نظر مى رسد حذف اين قسمت , از اصل بهتر است .
اولا بحث درباره يك علت اساسى است نه علت اساسى منحصر , ثانيا مگر لازمه اينكه چيزى دستور الهى باشد اين است كه فاقد هرگونه مصلحت بشرى باشد و يا بشر به حكم يك الهام غريزى آنرا تاييد نكند ؟ ! ما از اينگونه دستورهاى الهى زياد داريم كه غريزه هم آن را تاييد مى كند در حديث است كه الكذب ريبه و الصدق طمانينه يا رسول اكرم درباره (( بر )) و (( اثم )) فرمود : البر ما و الاثم ما خداوند متعال خواسته است كه عزت و كرامت زن در مقابل مرد محفوظ باشد و نخواسته است كه زن در برابر مرد ,