پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ١٦ -           تاريخچه حجاب

است . در همين زمانهاى نزديك خودمان يكى از شاهزادگان در اصفهان از اينگونه تجاوزها زياد داشته است و مردم اصفهان قصه هاى زيادى از زمان حكومت او نقل مى كنند .

به همه اين نقلها هم نمى توان خوشبين بود دنيا وقتى به مردمى رو كند خوبيهاى ديگران را هم به آنان عاريه مى دهد , و چون پشت كند خوبيهاى خود آنان را نيز از آنان سلب مى كند . و الله بصير بالعباد .

مظالم ظل السلطان از متواترات آن زمان است نه اين زمان اگر اين تواتر حجت نباشد چه تواترى حجت است ؟ ! آيا وظيفه ما فقط دفاع از انوشيروانها و ظل السلطان هاست ؟ !

صفحه ٥١

در كتاب (( انتقاد بر قوانين اساسى و مدنى ايران )) صفحه ٢٧ مى نويسد :

(( هنگامى كه قانون مدنى ايران تدوين شد هنوز از برده فروشى در بعضى از نقاط دنيا اثرى به جا بود و در ايران نيز با اينكه اين كار على الظاهر از ميان رفته بود ولى باز در مغز قانونگزاران آثارى از برده فروشى و آزار به زيردستان وجود داشت زن را در آن دوره چون (( مستاجره )) مى پنداشتند زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست كند و در اجتماعات راه يابد و به مقامات دولتى برسد اگر صداى زن را نا محرم مى شنيد آن زن بر شوى خود حرام مى شد خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزارى مى دانستند كه كار او منحصرا رسيدگى به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگانى كه اين ابزار مى خواست از خانه بيرون برود او را سر تا پا در چادرى سياه مى پيچانيدند و روانه بازار يا خيابان مى كردند )) .