پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ١٥ -           تاريخچه حجاب
صفحه ٤٦
درباره انوشيروان - كه به غلط او را عادل خوانده اند - نقل شده كه وقتى يكى از سرهنگان ارتش او زنى زيبا داشت انوشيروان به قصد تجاوز به زن او در غياب او به خانه اش رفت زن جريان را براى شوهر خود نقل كرد بيچاره شوهر , ديد زنش را كه از دست داده سهل است جانش نيز در خطر است فورا زن خويش را طلاق گفت وقتى انوشيروان مطلع شد كه وى زنش را طلاق داده است به او گفت شنيدم يك بوستان بسيار زيبائى داشته اى و اخيرا آن را رها كرده اى , چرا ؟ گفت جاى پاى شير در آن بوستان ديدم ترسيدم مرا بدرد انوشيروان خنديد و گفت ديگر آن شير به آن بوستان نخواهد آمد .
قضاوت در اين باره تحقيق بيشترى لازم دارد و مدرك داستانى هم كه نقل شده است ذكر نگرديده است در خاطر دارم كه گويا در بعضى روايات هم عدالت انوشيروان تاييد شده است در حديث ولدت فى زمن الملك العادل نيز بايد تحقيق شود .
راوى آن روايت كه در قصص الانبياء راوندى فقط آمده (( وهب بن منبه )) وضاع ايرانى معروف است به علاوه عادل نبودن انوشيروان از قطعيات تاريخ است .
صفحه ٤٧
اين نا امنى ها اختصاص به ايران و به زمانهاى قديم نداشته است داستان اذان نيمه شب كه در (( داستان راستان )) آورده ايم نشان مى دهد كه چگونه مشابه اين جريانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه خلافت بغداد , در بغداد هم رواج داشته .