پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ١٤ -           تاريخچه حجاب
وجه هم هست ولى ما نام آن را (( رهبانيت )) كه در اسلام صريحا نفى شده نگذاشته ايم مساله (( رهبانيه امتى الجهاد )) و امثال اينها تشبيه است نه حقيقت , و تازه تعريضى است به رهبانيت و عزلت , و از باب مشاكله است ( به اصطلاح علم بديع ) يعنى رهبانيت امت من ضد رهبانيت است .
صفحه ٤٠
١ - (( كافى )) تاليف محمد بن يعقوب كلينى جلد ٥ صفحه ٤٩٦ , و وسائل جلد ٣ ص ١٤ براى روايات نهى از تبتل و اختصا ( رهبانيت و خود را اخته كردن ) رجوع شود به ( صحيح بخارى )) جلد ٧ صفحات ٤ و ٥ و ٤٠ و (( صحيح مسلم )) جلد ٤ صفحه ١٢٩ و (( جامع ترمذى )) چاپ هند صفحه ١٧٣ .
با وجود كتب خودمان از مراجعه به كتب سنى ها مستغنى هستيم بلى , استناد به آن كتب در مسائل امامت بجاست زيرا از باب اخذ مدرك از خصم است , ولى در فقه و تفسير و اخلاق , از كتب آنها مستغنى هستيم .
كسانى كه در مكتب مرحوم آيه الله بروجردى پرورش يافته اند مى دانند كه مراجعه به كتب اهل سنت براى فهم و درك و تاييد مثبت يا منفى احاديث ما فوق العاده مفيد بلكه لازم است ايشان مى فرمودند : از وقتى كه عده اى پيدا شدند و فقه و حديث ما را كه در جوى پيدا شده كه فقه و حديث آنها به هر حال وجود داشته جدا كردند , فقه را منحرف كردند به علاوه در باب حجيت خبر واحد , آنچه مناط است وثوق است نه مذهب روايت سنى لااقل مؤيد مى تواند باشد به علاوه , سيره اصحاب در فقه و تفسير هميشه بر همين بوده است كتب شيخ و علامه پر است از نقل اقوال فقهى اهل سنت تفسير مجمع البيان بيشتر نقل اقوال آنها و احاديث آنهاست و كمتر حديث شيعه است تفسير الميزان در همه جا روايات اهل سنت را ذكر مى كند و اخيرا , هم مجمع البيان و هم الميزان به فارسى ترجمه و چاپ و منتشر مى شوند .