پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٧٠ -           چهره و دو دست (( وجه و كفين ))

و الا چنانكه مى دانيم اين جمله ها در مرآى و منظر همه بوده است اينجا لازم است تذكر دهم كه اگر من براى مدعاى خودم به چنين ادله اى از قبيل تفسير آيه جلباب , حديث (( و يركبن ذوات الفروج السروج , و عندها تشارك المراه زوجها فى التجاره )) و جمله هاى وصيتنامه كه هيچ فقيهى اينها را در عرصه فقه راه نداده است تمسك مى كردم امثال شما چه به سر من مى آورديد ؟ ! آيا نمى گفتيد اينهمه فقهاء عظيم الشان آمده و رفته اند و اين احاديث و يا اين تفاسير را ديده اند و آنقدر قابل اعتنا ندانسته اند كه در بحثشان از اينها ياد كنند و تو براى مدعاى خودت مغرضانه به اين تفاسير متروك و احاديث مهجور و متروك و معرض عنه متمسك مى شوى ؟ ! شما خودتان انصاف دهيد , آيا اگر من چنين كارى كرده بودم مورد اعتراض شديد امثال شما نبودم ؟ آيا تمسك به چنين چيزهايى دليل آن نيست كه ما نمى خواهيم تابع ادله باشيم : ما قبلا به حكم يك عادت , يا يك سليقه شخصى مدعائى را انتخاب كرده ايم و آنگاه با تشابهات ضعيف مى خواهيم مدعاى خود را به كرسى بنشانيم بر عكس , شما كدام مسئله فقهى را سراغ داريد كه مانند اين مسئله در اين كتاب , مستدل اثبات شده باشد ؟ پس بهتر بود به همان مصلحت انديشى ها قناعت مى كرديد و مسئله را از نظر فقهى مورد مناقشه قرار نمى داديد .

صفحه ٢٤٩

در ميان علماى متاخر و معاصر حضرت آيه الله حكيم دامت بركاته در رساله منهاج الصالحين چاپ نهم , كتاب النكاح , مساله سوم , فتواى صريح دارند و وجه و كفين را صريحا استثناء مى كنند .

فراموش نكرده ام كه مؤلف نسبت به ايشان چه تعبيرى مى كرد .

من كه چنين چيزى يادم نيست البته من برخى انتقادات داشته ام