پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٥٣ -           چهره و دو دست (( وجه و كفين ))
اين خود تاكيد از براى (( لا يبدين )) است و بنابراين هيچ بعدى ندارد كه مراد , خود لباس باشد , و شك نيست كه قد و قامت زن در لباس , هر چه كه باشد , نوعى جمال ظاهر دارد , و ممكن است گفته شود كه همين مطلب ولو آنكه حقيقه هم زينت نباشد مجازا زينت ناميده شده است و خلاصه مفاد آيه اين است كه زن حق ندارد زينت خود را ابدا آشكار كند مگر آنچه كه قهرا و بدون اختيار ظاهر است بلى آنچه در اينجا مهم است روايتهاى وارده است و بايد گفت با ضميمه كردن روايات به آيه چنين فهميده مى شود كه ظهور وجه و كفين لابد منه است و از زينتهايى است كه خود به خود ظاهر است نه آنكه زن ابداء كند , از باب اينكه تعسرى كه در ستر وجه و كفين است به منزله تعذر تنزيل شده است .
استثناى منقطع همچنانكه در شرح ابن ابى عقيل آمده و سيد مرحوم در حاشيه (( مكاسب )) نقل كرده است در جايى است كه گرچه مستثنى داخل در مستثنى منه نيست ولى توهم اينكه با مستثنى منه در حكم شريك باشد مى رود اما اگر توهم نرود استثناء لغو است لهذا احتمال ابن مسعود به كلى مردود است از قضا قد و قامت زن اگر طورى باشد كه زينت باشد و جلوه داشته باشد هيچ دليلى بر استثناى آن نداريم , بايد آن را با پوشيدن لباس گشاد بپوشاند به علاوه پس از آنهمه روايات با كمال تاسف براى امثال شما ديگر اين بحث لغو است .
صفحه ١٩٠
ثالثا تركيب ماده (( ضرب )) و كلمه (( على )) مفيد مفهوم آويختن نيست چنانكه قبلا گفتيم و از اهل فن لغت و ادب عرب نقل كرديم , تركيب (( ضرب )) با (( على ) فقط مفيد اين معنى است كه فلان چيز را بر روى فلان شى ء مانند حائلى قرار داد مثلا معنى جمله (( فضربنا على آذانهم )) اينست كه بر روى گوشهاى اينها حائلى قرار داديم . عليهذا مفهوم (( و ليضربن بخمرهن على