پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ٥٢ -           چهره و دو دست (( وجه و كفين ))

و با عصر و زمان ما قابل انطباق نيست , از قبيل : و رايت بيت الله قد عطل , و رايت ذوات الارحام ينكحن , و رايت الميت ينشر من قبره , و رايت البهائم ينكحن . ثالثا آيا هيچ فقيهى به استناد چنين حديثى و تطبيق آن به زمان ما فتوا مى دهد كه چون در اين حديث دارد : و رايت اقواما يتفقهون لغيرالله پس فقها غير جائز التقليدند , و يا چون در اين روايت دارد : و رايت الخمر يتداوى بها پس تداوى به خمر ولو با فرض انحصار , جايز نيست , و يا چون دارد : و رايت الاذان بالاجر و الصلوه بالاجر پس اخذ اجرت بر عبادات نيست , و يا چون دارد : و رايت المنابر يؤمر عليها بالتقوى ... پس همه اهل منبر فاسقند . غرض اين است كه چنين روايت ضعيف السند مضطرب المتن را نتوان مبناى استنباط حكم فقهى قرارداد اينگونه روايات را فقط براى استشهاد در موعظه هاى قطعى كه بى نياز از دليل است مى توان مورد استفاده قرار داد فقها به چنين رواياتى و با چنين استظهاراتى استشهاد نمى كنند به علاوه چنانكه گفتم دلالت ندارند در روايات جمل , مردم عايشه را بر شتر سوارى و قاطر سوارى ملامت نكردند , بر قيادت جنگ , آن هم جنگ با على عليه السلام و با جنازه امام حسن ملامت كردند آيا اگر بر شتر يا قاطر سوار شده و به حج رفته بود باز هم مورد ملامت قرار مى گرفت ؟

صفحه ١٨٨

كسانى كه پوشش وجه و كفين را واجب مى دانند بايد استثناء (( الا ما ظهر )) را منحصر بدانند به لباس رو , و واضح است كه حمل استثناء بر اين معنى بسيار بعيد و خلاف بلاغت قرآن است .

بايد توجه داشت كه استثناء (( الا ما ظهر )) از قبيل استثناء منقطع است زيرا (( لا يبدين )) از ابداء به معناى اظهار است (( اظهار ‌ ظاهر كردن )) و (( ما ظهر )) كه از ثلاثى است از ظهور به معناى ظاهر بودن و ظاهر شدن است پس معناى آيه اين است : الا آنچه كه خود به خود ظاهر است و زن اظهار نكرده است , و