پاسخهاي استاد به نقدهايي بر کتاب مساله حجاب - المطهري، الشيخ مرتضى - الصفحة ١٩ -           تاريخچه حجاب

فى المحيض و لا تقربوهن حتى يطهرن نيز تاييد همين تفسير است زيرا كه بر اذى بودن حيض , متفرع فرموده است اعتزال را , و اگر مراد از اذى بيمارى بود شايسته بود كه بر آن متفرع شود كه مثلا به زن تكاليف شاقه نكنيد و خلاصه مانند يك بيمار با او مدارا كنيد , و اگر گفته شود كه ترك مجامعت هم به خاطر رعايت بيمارى او است پاسخ مى گوييم كه نبايد تنها همين يك مطلب بر آن تفريع شود , گذشته از اينكه كلمه يطهرن نيز مى فهماند كه زن در حال حيض ناپاك است توضيح بيشتر اينكه در لفظ (( اذى )) دو احتمال هست , يكى اينكه حيض اذيت است براى زن , چون شبيه به يك بيمارى است , دوم اينكه اذيت است براى مرد زيرا كه موجب تنفر است , و ظاهر دومى است نه اولى .

مساله قذارت حيض در حد قذارت هر حدث ديگر كه با غسل مرتفع مى شود ربطى به پليدى مورد بحث ندارد كه يهوديان زن را در ايام حيض در محل دورى نگهدارى مى كرده اند و به آن نزديك نمى شده اند اين پليدى چيزى از نوع شومى و يا از نوع پليدى سگ است ميان مسلمين كه به تمام وجود پليد است و مسلم از تماس و لمس او پرهيز دارد پليدى در حد يك حدث را انكار نكرده و صريحا اعتراف كرده ايم آنچه مفسرين گفته اند بيش از اين نيست كلمه (( اذى )) مسلما به معنى قذارت نيست , حداكثر اين است كه قذارت موجب اذى براى مرد باشد و چون متعلق اذى حذف شده كه لكم يا لهن , ظاهر اين است كه (( اذى )) براى خود زن است بسيار بعيد است كه درباره حيض كه مربوط به زن است سؤال شود خصوصا با توجه به شان نزول جوابى كه داده شده مربوط به مرد باشد مقصود كسانى هم كه گفته اند (( مستقذر يؤذى من يقرب منه )) عام است , منحصر به مرد نيست , براى خود زن هم به اين معنى اذى است .